عوامل پيدايش معنويتهای نوظهور
معمولاً اينطور گفته ميشود كه ما در عصر بازگشت انسان به معنويت يا بازگشت معنويت به زندگي بشر به سر ميبريم؛ اما نگاهي به روند شتابزده و گستردة معنويتگرايي كه بيش از چند دهه از عمر آن نميگذرد، به وضوح نشان ميدهد با پديدة انفجار معنويت رو به رو هستيم. انسان مدرن كه به سختي، دور از معنويات نگه داشته ميشد و در تمدني زندگي ميكرد كه غير از جهان و زندگي مادي براي چيز ديگري ارزش قائل نبود، حريص، عجول و عنان گسيخته به معنويات روي آورده و همانند مردماني كه در قحطي به سر ميبرند و انبار ناني يافتهاند، سنتهاي كهن عرفاني و معنوي را برگرفته، هر كس تكه يا تكههايي از مكاتب مختلف را چنگ زده، ميكوشد روح تشنة خود را با آن سيراب كند.







