بیانات مقام معظم رهبری در ديدار جمعی از مردم آذربايجان


بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

خوشامد عرض ميكنم به همه‌ى برادران و خواهران عزيز كه در اين مناسبت بسيار باشكوه و فراموش نشدنى - يعنى مناسبت بيست و نهم بهمن تبريز - اين راه طولانى را طى فرموديد، قبول زحمت كرديد و حسينيه‌ى ما را منور كرديد. حقيقتاً نفَس گرم شما، زبان گوياى شما، انگيزه‌هاى غير قابل سكون و سكوت شما، كه در همه‌ى موارد محسوس بوده است، فضاى حسينيه را امروز گرم و گيرا و انقلابى كرد؛ همچنان كه در طول زمان، هميشه مردم تبريز مظهر همين خصوصيات برجسته بوده‌اند.

 در طول تاريخِ نزديك به خودمان، در حوادث بزرگ، از دوران مشروطه و قبل از مشروطه تا امروز، انسان دو ويژگى را در تبريز و در آذربايجان مى‌بيند: يكى اينكه مردم تبريز در حوادث گوناگون هميشه آغازكننده بودند، شروع كننده بودند و ابتكار عمل را در دست گرفته‌اند.
 
 
ادامه نوشته

وقتی هوا دلپذیر شد...

 

 

على (ع) و ایرانیان

محسن حیدرنیا

1. مقدمه
بى‏تردید موضوع آشنایى ایرانیان با حضرت على علیه السلام براى هر شیعه‏اى از اهمیت و جاذبه‏ى بسیارى برخوردار است . حوادث تاریخ ایران و اسلام در دهه‏هاى دوم، سوم و چهارم از سده‏ى نخست ه . ق، بسترهاى مناسبى براى آشنایى ایرانیان با آن بزرگ مرد تاریخ بشر فراهم ساخت .

2. دیدار «الابناء» با على (ع)
به سال دهم ه . ق پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله، على علیه السلام را به یمن گسیل داشت تا امور آن منطقه را سامان بخشد و خراج ایشان را جمع آورد . در آن زمان، در یمن طبقه‏اى وجود داشت که اعراب به آنها «الابناء» و گاه «بنى‏الاحرار» مى‏گفتند . آنان در جامعه‏ى یمن از جایگاه خاصى برخوردار بودند و همواره به آزادگى و شرافت اتصاف داشتند . اینان ایرانى نژادهایى بودند که اجدادشان از جانب خسرو انوشیروان براى یارى مردم یمن و حمیریان تحت‏ستم حبشیان، به آن دیار اعزام شده بودند و آنان پس از درهم شکستن حبشى‏هاى مهاجم در همان جا سکنا گزیدند . سال‏ها بعد بر اثر آمیزش آنان با ساکنان بومى عرب، نسلى پدیدار شد که به «الابناء» یا «بنى‏الاحرار» به معناى «فرزندان ایرانیان‏» یا «پسران آزادگان‏» شهرت یافتند . (1)

ادامه نوشته

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

فروغ روشن مشکات کبریاست رضا

نشان زنده آیات هل اتی است رضا

دلیل خلقت کون و حقیقت قرآن

بحار رحمت و سرچشمه بقاست رضا

ضیای کنگره عرش و روشنای زمین

امام هشتم و حاکم به ماسواست رضا

اساس دانش و تقوی، اصول فضل و کرم

پناه امن اسیران مبتلاست رضا

همای دولت او را فضای گیتی تنگ

ز تخته بند تن و آرزو رهاست رضا

شگفت نیست اگر شرط وحدت است چرا

که محو عشق و به دریای حق نماست رضا

وجود هر دو جهان از طفیل هستی اوست

مدار قطب زمین، حجّت خداست رضا

عجب مدار اگر خاک کوی او بویم    

که جان خسته ما را شفا رضاست، رضا

شکوه منزلتش را چسان کنم تقریر؟

که جانشین نبی، پور مرتضاست رضا

از آن خدای رضایش لقب نموده رضا

مشیّت ازلی را به حق رضاست رضا

" علاء الدین حجازی"

حماسه 22بهمن به روایت تصویر

بقیه تصاویر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

سخنرانی رییس جمهور در مراسم 22 بهمن

ملت ایران هیچ گاه زیر بار حرف زور و بی منطق نخواهد رفت.
دکتر احمدی نژاد سخنران راهپیمایی عظیم مردم تهران به مناسبت سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران بود.

 محمود احمدی نژاد رئیس جمهور در مراسم راهپیمایی 22 بهمن در سخنرانی خود در میدان آزادی تهران ضمن تبریک این جشن بزرگ به تمامی ملت شریف و بزرگوار ایران، نکاتی را یادآور شد:

ایران پنج سال دیگر رتبه 12 قدرت اقتصادی جهان می‌شود
 رئیس جمهور ضمن تسلیت رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا(ع)، اظهار داشت:  یکبار دیگر 22 بهمن تاریخ ساز عید بزرگ ملت ایران فرا رسید بدون تردید فجر 57 آغاز جدیدی نه تنها برای ملت ایران بلکه برای همه انسانهای آزاده و ملت های عدالتخواه جهان است . 31 سال هر سال یک حادثه بزرگ و یک گام به جلو و هر 22 بهمن با ماموریت و دستاورد ویژه خود همراه بوده است.

احمدی نژاد افزود: با ظهور انقلاب دوره جدید و و سازنده و پرتلاطم و همراه با تحولات بزرگ در حیات بشر آغاز شده و همزمان یک دوران سیاه تاریخی رو به  پایان گذاشته است.
ادامه نوشته

مواظب دلت باش خاکی نشه !

چگونه مواظب دل خود باشیم؟

به نام خدایی که «مقلّب القلوب» است. دل‏ها را زیر و رو و دگرگون می‏سازد، با این گونه تحولّات درونی، زندگی بیرونی هم دگرگون می‏شود، خدایی که در دل عارفان صاحب‏دل جای دارد و از رهگذر چنین دل‏های پاک، می‏توان «سلوک معنوی» داشت و راهی به سوی خدا یافت و «خدایی» گشت و «الهی» زیست.

قلب

 «قلب»، رهبر وجود

آن چه با عنوان قلب و دل، در قلمرو معارف دینی و آموزه‏های عرفانی و اخلاقی مطرح است، با آن «دل» که خاستگاه هوس‏های شیطانی و تمایلات نفسانی است، متفاوت است.

این، راه به ملکوت می‏گشاید، آن به بیراهه نفسانیّات می‏کشاند.

این، مدبّر و مدیر وجود است، آن مدار وسوسه‏های دون.

در روایات، برای «قلب»، نقشی هدایت‏گر و کنترل کننده و پیشوا معرفی شده است. پیامبر اکرم ـ صلی‏اللّه‏علیه‏وآله ـ فرموده است: «القلب ملک و له جنود، فاذا صلح الملک صلحت جنوده و اذا فسد الملک فسدت جنوده»،۱ قلب همچون پادشاهی است که لشکریانی دارد. اگر پادشاه صالح باشد، سربازانش هم صالح می‏شوند و هرگاه فرمانروا خراب باشد، سپاهیان او نیز فاسد و خراب می‏شوند.

این، یعنی همان نقش رهبری، هدایت‏گری، خط‏دهی، سامان‏بخشی و مدیریت در حالات و رفتار و خصلت‏های انسان، که در اختیار دل است.

به همان نحو که «رهبری» در جامعه و انسان‏ها از حساسیت و اثرگذاری برخوردار است، قلب انسان نیز (نه آن عضو صنوبری شکل درون قفسه سینه) حسّاس و کارساز و نقش پرداز است. پس می‏سزد که در مراقبت از آن و کنترل حالاتش و ورودی‏ها و خروجی‏هایش و اثرگذاری و اثرپذیری‏هایش دقت شود.

ادامه نوشته

پروژه «هارپ» سلاح مخوف و چند منظوره اربابان قدرت

  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
         پروژه "هارپ "، جایگزین زمینی طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت های متعدد و خارق العاده ای كه پدید می آورد، «سلاح نهایی» آمریكا محسوب می گردد. با «هارپ»، ارتش آمریكا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شكلی اقتصادی تر، اما بسیار خطرناكتر، از سر بگیرد، با این تفاوت كه این بار طرح برروی كره زمین انجام می پذیرد.
ادامه نوشته

مناجاتهای شهید چمران

شهید چمران

پرگشایم

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود  در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.

توکل و رضا

" ترا شکر می کنم که از پوچی ها ، ناپایداری ها ، خوشی ها و قید و بندها آزادم کردی و مرا در طوفانهای خطرناک حوادث رها ننمودی، و درغوغای حیات، در مبارزه با ظلم و کفر غرقم کردی، لذت مبارزه را به من چشاندی ، مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی... فهمیدم که سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست ، بلکه در جنگ و درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره در شهادت است.

خدایا ترا شکر می کنم که به من نعمت " توکل " و " رضا" عطا کردی، و در سخت ترین طوفانها و خطرناکترین گردابها، آنچنان به من اطمینان و آرامش دادی که با سرنوشت و همه پستی ها و بلندیهایش آشتی کردم و به آنچه تو بر من مقدر کرده ای رضا دادم.

ادامه نوشته

اربعین حسینی

اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق‌ها می‌گذرد؛ و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیكر آلاله‌ها، اربعینی می‌گذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.

از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگ‌های پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لب‌های خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.

اربعینی با دختر كوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دل‌ها گفتیم و شكوه‌ها روانه كردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین كشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام كردیم.

کربلا؛ این خارستان خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار می‌طلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....
ادامه نوشته

مناجات

کو یک نفر که یاد دل خستگان کند؟
یا لا اقل حکایت مـــــــا را بیان کند
من زیر بار معصیتم ضعف کرده ام
دستی کجاســــــت تا مدد ناتوان کند
تب کردم از مرور گناهان کوچکم
کو آتشی که خجلت ما را نهان کند؟
ما بی سلیقه ایم،تو حاجات ما بخواه
ورنه گدا مطالبه ی آب و نـــــان کند
آتش میاورید که اشکم مرا بسوخـــــت
کارشرارتو آب روان کنـــــــــــــــــــد
ما را مران زخویش چرا که زمانه راند
حاشاکه دوست کارزمین و زمان کنـــد
چیزی نصیب تو نشود از عذاب من
ایزدکجا محاربه با استخوان کند
شبها مرا برای خودت انتخاب کن
فرصت مده که دیگری ام امتحان کند
درهم بخر که سخت گرفتار و در همیم
خوب است گرچه چشم تو ما را نشان کند
محرم نمی شود به مناجات نیمه شب
هرکس که رو به محفل نامحرمان کند
صبح قیامت از تو، به تو می برم پناه
آغوش تو مگر که مرا میهمان کند
با آفتاب روز جزا پاک می شود
هر کس که قهر از کرم آسمان کند

پيروزی انقلاب اسلامی و عوامل آن در بیانات رهبر کبیر انقلاب

• رمز پيروزي شما ايمان و وحدت كلمه بود .
• ملت رزمنده ايران با ايمان به خدا و وحدت كلمه، بر قدرت شيطاني عظيم كه همه قدرتها پشتيبان آن بودند غالب شد، و دست همه ابرقدرتها را از كشور خود قطع كرد .
• ايمان به خدا و وحدت كلمه اين معنا را پيش آورد كه ابر قدرتها را كنار زديم .
• آن رمزي كه شما را پيروز كرد : ايمان به خدا، توجه به خدا بود .
• ايمان به خدا، ايمان به مبادي اسلامي بود كه شما را پيروز كرد .
• ما با اين قدرت ايمان، كه همه اقشار ملت ما با هم اسلام را فرياد زدند، پيروز شديم نه با عدد و عده .
• ما بايد بفهميم چرا پيروز شديم، اين «چرا» را اگر فهميديم، آن وقت بايد كوشش كنيم كه همان چيزي را كه ما را پيروز كرده حفظش كنيم .
• رمز پيروزي ما توجه به خداي تبارك و تعالي و پاسداري اسلام بود .
• الله اكبر ما را پيروز كرد، حالا هم سلاح ما همان الله اكبر است.و وحدت كلمه ما را پيروز كرد، حالا هم سلاح ما همان وحدت كلمه است .
• نظرلطف خدا بود كه شما با نداشتن سازمان، و با نداشتن سازوبرگ ارتشي، بر قدرتهاي بزرگ پيروز شديد.
• توجه به خدا را حفظ كنيد تا پيروز باشيد.
ادامه نوشته

امام(ره) و انقلاب از نگاه انديشمندان

قال‌الكاظم‌عليه‌السلام:
رجلٌ مِن قم يدعو الناس الي الحقِّ، يجتمع معه قومٌ كُزبُر‌الحديد لا تزلهم‌الرياحُ‌ العواصف و لا يملّون مِنَ‌الحرب و لا يجبُنون و علي الله يتوكلون والعاقبه للمُتَّقينَ؛ مردي از قم، مردم را به سوي حق دعوت مي‌كند. جماعتي همانند پاره‌هاي آهن گرد او جمع مي‌شوند كه طوفان‌هاي سهمگين آنان را به‌لرزه درنمي‌آورد، از جنگ نمي‌هراسند و ترسي به دل راه نمي‌دهند، بر خدا توكل دارند و سرانجام، پيروزي با پارسايان است.

بحار؛ ج60، ص216 .

امام در‌كلام مقام معظم رهبری:

امام خميني( رحمت الله عليه) شخصيتي آن چنان بزرگ بود كه در ميان بزرگان و رهبران جهان و تاريخ، به جز انبيا و اولياي معصومين (عليهم‌السلام )به دشواري مي‌توان كسي را با اين ابعاد و اين خصوصيات تصور كرد.
... او اهل خلوت، اهل عبادت، اهل گريه نيمه شب، اهل دعا، تضرع، ارتباط با خدا، شعر و معنويت و عرفان و ذوق و حال بود. آن مردي كه چهره او دشمنان ملت ايران را مي‌ترساند و به خود مي‌لرزاند و آن سد مستحكم و كوه استوار، وقتي كه مسايل عاطفي و انساني پيش مي‌آمد يك انسان لطيف، يك انسان كامل و يك انسان مهربان بود.
ادامه نوشته

جامعه آرمانی در انديشه سياسی مقام معظم رهبری

يكي از مسائل اساسي در فلسفه سياسي، طراحي و تبيين اهميت، ماهيت و جايگاه جامعه و سامانه زندگي شهروندي است1. هيچ فلسفه سياسي اي نمي‌تواند بدان بي توجه باشد. در آموزه‌هاي ديني در رويكرد سياسي خود و انديشه سياسي انديشمندان و عالمان ديني از آغاز به دنبال طراحي يك الگوي جامعي از جامعه اسلامي بوده‌اند. و اولين الگوي آن درصدر اسلام ارائه شده است. و اين الگو در طول تاريخ با فراز و نشيب‌هايي مواجه بوده است. و چون جامعه از يك طرف ظرف تحقق تمام آموزه‌ها ي ديني و ارزشهاي اخلاقي و هنجارهاي اجتماعي است و از طرف ديگر ارتباط وثيق با فرهنگ عمومي و حاكميت سياسي دارد، به تناسب حاكميت‌ها و غلبه فرهنگ‌هاي مختلف هويت ارزشي جامعه سيال، تحولات مختلفي را به خود ديده است. در دوره حاكميت استبداد، جامعه دچار انحطاط بوده است همان طوري كه در دوره حاكميت معصومان و گسترش ارزش‌هاي ديني، جامعه سالم و پويا مطرح بوده است. نظر به اينكه جامعه نامطلوب بيشترين گستره تاريخ اسلام را به خود اختصاص داده است، انديشمندان مسلمان از زواياي گوناگون به ترسيم جامعه مطلوب و آرماني خود مبادرت كرده‌اند. برخي مانند حكيم ابونصر فارابي، خواجه نصيرالدين طوسي، اخوان الصفاء از منظر فلسفه سياسي با استفاده از ادبيات ديني دو گونه جامعه فوق را با تعبير "جامعه فاضله" و "جامعه غير فاضله" بيان كرده‌اند و جامعه فاضله را در قالب پانزده سطح مختلف مطرح نموده‌اند و جامعه غير فاضله را با عناوين كلي "جامعه ضالّه"، "جامعه فاسقه"، "جامعه مبدّله" و "جامعه جاهله" در قالب هفتاد و دو جامعه نامطلوب ذكر كرده‌اند.2 بسياري از فقيهان جامعه را به دو گونه اسلامي (مشروع، ديني، الهي، دارالاسلام و...) و جامعه غير اسلامي (جامعه كفر، دارالكفر، دارالشرك و...) تقسيم مي‌كنند.3
ادامه نوشته

"صدور انقلاب" چرايي، چيستي و چگونگي

يكي از اهداف مهم انقلاب اسلامي كه در بدو پيروزي انقلاب مطرح گرديد، صدور انقلاب بود. اكنون وقت آن رسيده كه در پايان دهه سوم انقلاب مقدس جمهوري اسلامي ايران بپرسيم كه آيا انقلاب خود را صادر كرده‌‌ايم؟ آيا اساساً لازم است به چنين كاري بپردازيم؟ مباني فكري صدور انقلاب چيست؟ و چگونه مي‌توان انقلاب را به ديگر كشورها صادر كرد؟‌ براي پاسخ دقيق‌تر به اين سئوالات كه از مباحث روز است قبل از هر چيز بايد مقصود و معناي "صدور انقلاب" روشن شود. در اين خصوص آراي مختلفي وجود دارد كه در اين نوشتار به بيان آنها مي‌پردازيم. اما آنچه مهم است بررسي آرا و نظرات حضرت امام خميني(ره) به عنوان معمار انقلاب و نيز ديدگاه‌هاي حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم جمهوري اسلامي ايران است كه مي‌تواند به عنوان شاخص و معياري براي رسيدن به پاسخ باشد.

زمينه‌ها و خاستگاه‌هاي نظريه صدور انقلاب اسلامي:

در ابتدا لازم است به خاستگاهها و زمينه‌هاي نظريه صدور انقلاب اشاره ‌كنيم:

1ـ جهاني بودن دين اسلام:

در اينكه اسلام دين جهاني و عمومي و پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و اله ـ خاتم انبياست، ترديدي نيست و نصوص قرآني در اين زمينه فراوان است قرآن كريم مي‌فرمايد: "وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا"1 و "وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ"2 كه مفاد اين آيات جهاني بودن دين اسلام است.

ادامه نوشته

کاش کمی شرمنده می شدیم

سلام برادر شهیدم! نامت چه بود؟ یادم رفته است.

سلام مرا هم به حضرت روح‌الله برسان!

برادر شهید من، خدا هنوز زنده است؟

شهدا

نکند تو دیگر برادر من نباشی؟

برادر! امروز دیگر بر سر خواهرم چادری نیست تا که از خون سرخ تو سیاه تر باشد!

برادر راستی، کربلا که اسطوره نبود، بود؟

ادامه نوشته

روایت رهبر معظم انقلاب از اولین دیدار با علامه جعفری

در آقاى جعفرى (رحمةاللَّه عليه) خصوصيات برجسته‌اى بود كه به‌نظر من همه‌ى اينها براى نسل جوان و پژوهنده و اهل علم و تحقيق الگوست. ايشان آن وقتى كه كارهاى تحقيقى خودشان را شروع كردند، خيلى جوان بودند.

البته من حدود سالهاى سى‌وچهار و سى‌وپنج بود كه ايشان را شناختم. ايشان تازه از نجف آمده بودند و جوان و فاضل و اهل تحقيق و فعّال و پر شور و مورد احترام بزرگان ما - مانند مرحوم آقاى ميلانى و بعضى از آقايان ديگر در مشهد - و نيز مورد احترام طلّاب بودند. اخوانشان هم در مشهد بودند؛ مثل آقاى آميرزا جعفر كه مرد بسيار با صفا و با معنويت و با روحى است. بله؛ عرض مى‌كردم كه ايشان هم به مناسبتى به مشهد آمده بودند و چند ماه يا يك سال - درست يادم نيست - در مشهد ماندند. ما از آن‌جا با ايشان آشنا شديم. در ايشان واقعاً روح تحقيق و تفحّص و نشاط و شور علمى مشاهده مى‌شد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8394/H/khamenei-jafari.jpg
اين روحيه، از دوران جوانى تا پايان عمر ادامه داشت. آن وقت ايشان تقريباً سى و چند ساله بودند. همه‌ى اين شور جوانى، در كار علمى و فكرى و بحث و نوشتن و تحقيق و مطالعه و اين‌گونه كارها صرف مى‌شد و البته حافظه‌ى فوق‌العاده و استعداد علمى ايشان هم به جاى خود محفوظ بود. اين حالت تا همين آخر هم ادامه داشت كه اين چيز عجيبى است. يعنى در عين اين‌كه ايشان يك مرد هفتاد و چند ساله بودند، ولى تا آخرين بارى كه ايشان را ديديم - به گمانم يك سال، يا هفت، هشت ماه پيش بود كه ايشان را ما زيارت كرديم - باز انسان همان حالت و همان شور و همان تحرّك را در ايشان مى‌ديد.

اين خيلى باارزش و قيمتى است كه انسان نگذارد گذشت زمان و حوادث گوناگون، شور و تحرّك و تهيّجى را كه خداى متعال در او قرار داده و مى‌تواند آن را مثل يك سرمايه‌ى گرانبها براى پيشرفتهاى گوناگون در ميدانهاى مختلف مصرف كند، از بين ببرد. به‌هرحال وجود ايشان، حقيقتاً وجود ذى‌قيمتى بود و براى اسلام و مسلمين و نظام اسلامى ارزش داشت. ايشان تا آخر هم كار كردند؛ يعنى واقعاً آقاى جعفرى هيچ وقت از كارافتاده و كنار نشسته و بيكاره نشدند و دائم مشغول كار و تلاش و تحرّك بودند. خداوند ان‌شاءاللَّه درجاتشان را عالى كند.

جامعه اسلامی ‌پیچیده در فتنه‌هاست

دكتر حسین سوزنچی
 
قُلْ هـذِهِ سبِیلِی أدْعُو إِلى الله على بصِیره أناْ و منِ اتّبعنِی و سُبْحان الله و ما أناْ مِن الْمُشْرِكِین (سوره یوسف، آیه 108)

ظلم پیروان
حادثه عاشورا قیامی علیه ظلم بود. همیشه از ظلم یزیدیان- كه ظلم آشكار است- سخن گفته شده؛ اما ظلم عظیم‌تری در این حادثه هست كه اغلب مغفول می‌ماند و آن ظلم كوفیان مدعی پیروی از امام است. شاید فلسفه اصلی غیبت امام زمان(عج) هم نه ظلم ظالمان، بلكه ظلم پیروان باشد. یادمان باشد كه كوفیان اولین گروهی هستند كه بر امام حسین(ع) گریستند. پس هر گریه‌ای ارزش ندارد. اگر انسان در هنگامی كه باید از حق دفاع كند، دفاع نكند، فردای شهادت امام حسین، گریه كردن كه هیچ، قیام توابین به راه انداختن نیز سودی ندارد.

كوفیان دو دسته بودند. یك دسته به امام نامه نوشتند و از او دعوت كردند و یك دسته نامه ننوشتند. هر كدام از این دو دسته با وقوع حادثه عاشورا به سه دسته تقسیم شدند؛ یا به یاری امام شتافتند یا به جنگ با امام برخاستند و یا سكوت كردند. از این شش دسته تنها یك گروه همیشه به وظایف خود عمل كردند؛ هم نامه نوشتند و هم از امام حمایت كردند؛ مثل اكثر یاران امام. مثلاً حبیب بن مظاهر. یك گروه كه تعدادشان خیلی كم بود هم قبول شدند. كسانی كه نامه ننوشتند اما در آخر از امام حمایت كردند. مانند حربن یزید ریاحی و زهیر. اما چهار گروه باقی‌مانده، جهنمی شدند.
ادامه نوشته