راهپیمایی‌های ما، همه حکومتی است!

حسین قدیانی

چهارشنبه اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی، همان اتوبوسی بود که پدرم را برد جبهه. پلاک اتوبوس ایران 11 نبود. از آن قدیمی‌ها بود، نه از این لیزری‌ها. پلاک اتوبوس «BB-C068028H» بود و پلاک پدرم در جبهه AK-S022-91H»». من با همین اتوبوس رفتم راهی سرزمین نور شدم و بوسه زدم بر خاک کرخه نور. امسال عید باز هم با همین اتوبوس می‌خواهم بروم جنوب. من هنوز هم سوار هوندا 125 پدرم می‌شوم. پدرم روی همین موتور، موتور ضدانقلاب را در همین خیابان‌های تهران پایین آورد. 200 کلاهک هسته‌ای اسرائیل، حریف هوندا 125 پدر من نشده‌اند!. پدر من روی همین موتور به شهادت رسید ولی اجازه نداد که آبادان «عبادان» شود و خرمشهر «المحمره»؛ زیر لاستیک هوندا 125 پدر من هنوز هم دارد استخوان‌های آمریکا خرد می‌شود. امروز هم فتنه‌گران، از صدای هوندا 125 «بابااکبر» بیشتر از هیبت ماشین‌های ضدشورش نیروی انتظامی می‌ترسند.

چهارشنبه اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی ضدگلوله نبود. لاستیکش عاج نداشت. تاج و تخت نداشت. شیشه‌هایش دودی نبود. دنده‌اش خوب جا نمی‌رفت. فرمانش هیدرولیک نبود. سقفش یکی- دو تا سوراخ داشت. مثل BMW نبود که سقف متحرک داشته باشد

ادامه نوشته

اتل متل یه باغچه

زنده یاد ابوالفضل سپهر

اتل‌ متل‌ يه‌ باغچه‌

يه‌ باغچه‌ پر از گل‌

پر از صدای گنجشك‌

پر از صدای‌ بلبل‌

 

اتل‌ متل‌ يه‌ بابا

يه‌ بابای مهربون‌

برا سعيده‌ بابا

برا گلها باغبون‌

 

ادامه نوشته

جوان از ديدگاه مقام معظم رهبری

مهمترين نياز جوانان
راجع به نيازهاي جوانها زياد صحبت مي شود؛ من گفته ام، قبل از من هم گفته اند؛ اما مي دانيد از نظر من مهمترين نياز جوانان چيست؟
نياز عمده ي جوانان، هويت است؛ بايد هويت و هدف خودش را بشناسد: بايد بداند كيست و براي چه مي خواهد تلاش و كار كند. دشمن مي خواهد هويت جوان ايراني را از او بگيرد؛ اهداف را از بين ببرد؛ افقها را تيره كند؛ به او بگويد تو يك موجود حقير و محدود هستي؛ پيش من بيا تا تو را زير بال بگيرم. معلوم است؛ كشور ثروتمند ايران و منطقه ي بسيار مهم و راهبردي ما و تأثيرات فراواني كه اين ملت از همه سو مي تواند بگذارد؛ همه از طريق تحقير شخصيت جوانها، در مشت دشمن مي آيد. امروز برنامه ي دشمن نسبت به شما جوانها اين است؛ خيلي بايد بيدار باشيد.
كساني اين طور وانمود مي كنند كه نسلي كه دارد روي كار مي آيد -كه اصطلاحا به آن (نسل سوم انقلاب) مي گويند- پشت كرده به انقلاب و رويگردان از ارزشهاي ديني است؛ يا اگر هم نيست، به طور اجتناب ناپذيري اين طور خواهد شد! بنده صددرصد حرف آنها را رد مي كنم. نه اين كه من عوامل فساد برانگيز فرهنگي را نمي بينم يا نمي شناسم يا از آنها خبر ندارم؛ نخير، بنده از ماهواره، اينترنت، رمانها، فيلمها، آهنگها و حرفهاي فاسد كاملاخبر دارم و آنها را دست كم نمي گيرم.
ادامه نوشته

آنها چرا فرار می کنند؟

رژیم پهلوی یکی ازمهم‌ترین موانع پیشرفت، توسعه و استقلال ایران، در قرن حاضر است که با پایه‌گذاری و نهادینه ساختن انحرافات اساسی در زمینه های مختلف، کشور را به سمت عقب ماندگی های مضاعف، بی هویتی فرهنگى، وابستگی های گوناگون به بیگانگان، سوق داد؛ اما با بیداری و قیام اسلامی مردم مسلمان، این خاندان ننگین، برای همیشه برچیده شدند و نظام اسلامی با حمایت گسترده مردم، توانست ضمن جلوگیری از این انحطاط و عقب ماندگى، زمینه های دست‌یابی میهن اسلامی‌مان به قله های پر افتخار پیشرفت و تعالی در عرصه های مختلف را فراهم سازد که بحمدلله دستاوردهای شگرف و بسیار درخشانی به دنبال داشته است؛ چنان که بنا برگزارش اخیر شورای اطلاعات ملی آمریکا، در خلال دو دهه آینده، ایران به صف قدرت های عمده جهانی می پیوندد.1 موضوعی که در این میان تعجب همگان را بر می انگیزد، تبلیغات عوامل فراری و وابسته به بیگانگان است که درصددند با تحریف واقعیات تاریخى، وضعیت کشور در رژیم پهلوی را در هاله‌ای از افسانه ها درآمیخته، در حال پیشرفت و ترقی جلوه دهند. این قبیل خیال پردازی ها در حالی است که علاوه بر حافظه تاریخی ملت آگاه ایران که بزرگ‌ترین و « آگاهانه ترین » انقلاب جهان2 را به وجود آوردند، محققین و صاحب‌نظران داخلی و خارجی که به بررسی علل فروپاشی رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته‌اند، دیدگاهی کاملاً منفی نسبت به برنامه ها و دستاوردهای رژیم پهلوی - که سرانجام با ایجاد نارضایتی عمیق مردم ایران از وضعیت موجود، زمینه ها و شرایط لازم را برای انقلاب اسلامی فراهم ساخت - دارند. نوشتار حاضر، با مروری بر ویژگی های روان‌شناختی و ساختار حکومت محمدرضا شاه، به بررسی پیامدهای مدیریتی رژیم پهلوی و علت « فرار شاه از کشور » می پردازد.
ادامه نوشته

طنز جبهه_1

معلمي از نهضت سواد آموزي به منطقه آمده بود. بعد از تقسيم نيرو به واحد ما ملحق شد. مثل آبي که دنبال گودال مي گردد، اينجا و آنجا در پي برادران بي سواد بود تا کلاس نهضت را برايشان داير کند . چند نفر جمع شديم. روز اول پرسيد:« در ميان دوستان کسي هست که خواندن و نوشتن بداند؟»
يک نفر دست بلند کرد. از او خواست بيايد پاي تخته سياه. آمد. گفت: « بنويس نان .»
او کمي گچ را در دستش پايين بالا کرد. معلوم بود نمي داند. مکثي کرد و پرسيد:« آقا نان بربري يا لواش؟»
همه خنديدند. گفت :« برو بنشين تا بگويم بربري يا لواش !»

برای ما كه خسته ايم

چه روزها كه يك به يك غروب شد نيامدی‌
چه اشك‌ها كه در گلو رسوب شد نيامدی‌

خليل آتشين سخن ، تبر به دوش بت‌شكن‌
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدی‌

برای ما كه خسته ايم و دل شكسته‌ايم نه‌
برای عده‌اي ولي چه خوب شد نيامدی‌

تمام طول هفته را به انتظار جمعه‌ام‌
دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد نيامدی‌

مهدی جهاندار

وصیت نامه شهید مهدی باكری

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 یا الله، یا محمّد ،‌یا علی یا فاطمه زهرا یا حسن یا حسین

 یا علی یا محمّد یا جعفر یا موسی یا علی یا محمّد یا علی

 یا حسن یا مهدی (عج) و تو ای ولی مان یا روح الله!

 و شما ای پیروان صادق شهیدان.

 خدایا!

چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت، و سراپا تقصیر و نافرمانیم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.

 یا رب! العفو .

 خدایا! نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی.

ادامه نوشته

آخرین شعر قزوه

تو کسی نیستی آخر، نه مرادی، نه مرید
نه معاویه، نه مولا ، نه حسینی، نه یزید
تو یکی هستی مثل همه لبریز خلل
این همه خبط و خطا از تو بعید است بعید
از تو و خیل شمایی که شمایید هنوز
که نه اویید و نه خویش اید، گرفتار من اید
که شما دل نسپردید به همراهی عشق
که شما بر سر آنید فقط دل ببرید
که شما گوش ندادید به حرف شهدا
که شما رحم نکردید به فرزند شهید
دل ندادید به سالاری آن روح رها
پی نبردید به سرداری آن راز رشید

شعر من بازی سبز خط و نقاشی نیست
خاک ایران همه بوم است، خجالت بکشید
نه بلندید و نه پست اید و نه طاقید و نه جفت
نه امیرید و نه میرید و نه عبد و نه عبید
دین و دنیای شما بازی با خون خداست
بیش از این نقشه به میدان محرّم نکشید
چوب خشکی که به خود رنگ زند نیست درخت

سبز باشید به شرطی که کمی سبز شوید
دل تان سبز، اگر سبزید سرهاتان سبز
سبز مانید و بمانید همه سرخ و سپید
اگر ایرانی آزاده شمایید درود
روزهاتان همه در شادی و شب هاتان عید 

علیرضا قزوه

بركات فتنه اخير

فتنه اخیر، علیرغم تمام هزینه‏ها و ضررهایی که در این مدت، متحملِ نظام کرد، برکاتی نیز برای کشور به همراه داشت. به جدّ معتقدم بسیاری از مختصات کشور و انقلاب، امروز بهتر و قویتر از روزها، ماهها و حتی سالهای پیش از وقایع اخیر است. در این نوشتار بر این نیتم تا اندکی، آنچه را که به عقیده حقیر، «برکات فتنه اخیر» محسوب می-شود نام ببرم.

۱- افزایش اقتدار مقام معظم رهبری
در طول رهبری ۲۰ ساله مقام معظم رهبری، هیچگاه سابقه نداشته است که سخنرانی‏های ایشان با این دقت و جدیت پیگیری شود. از فردای مناظره (یعنی ۱۴ خرداد) تا امروز بخش کثیری از موافقین و مخالفین، به مستمعینِ صحبتهای ایشان اضافه شده اند و به جد می-توان گفت که تجربه ثابت کرده است از نتایج پیگیری این سخنرانی‏ها اولاً افزایش موالیان و دوستداران و پیروان آقا و ثانیاً افزایش قدرت نفوذ رهبری در میان مردم است که سبب خواهد شد در فراز و نشیبها، و در هنگامه امتزاج حق و باطل از مسیر حق و حقیقت منحرف نشوند.
به غیر از این، از آنجایی که از پیش از انتخابات و تا امروز عده‏ای نوک پیکان تهمتها و تقصیرات را به سوی رهبری نشانه رفته بودند، همین موضوع موجبات «تجدید بیعت» موالیان با مقام عظمای ولایت را فراهم کرد. بعبارتی از برکت این فتنه‏ها، نه تنها عده کثیری به خیل پیروان ولی فقیه زمان اضافه شدند بلکه حدّت و شدّت این اطاعت نیز به مراتب افزایش پیدا کرد.

ادامه نوشته

بيانات مقام معظم رهبري در سالگرد قيام 19دى

بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
 هر سال نوزدهم دى را همه ى ملت ايران، بخصوص مردم عزيز و بابصيرت قم، همچون يك مقطع تاريخىِ گويا و زباندار، به رخ مستكبران عالم ميكشند. جا هم دارد؛ حقيقتاً هم حادثه اى مثل نوزدهم دى، به رخ دشمن كشيدنى است.
 اين حادثه از ابعاد مختلفى قابل توجه و تأمل است: هم بصيرت در اين حادثه موج ميزند، هم موقع شناسى، هم دشمن شناسى، هم مجاهدت و اقدام و فداكارى؛ اينها ابعاد اين حادثه ى عظيمى است كه در نوزدهم دى سال 56 - يعنى سى و دو سال قبل - به وقوع پيوسته است. از طرف ديگر، همين حادثه، مبدأ يك تحول، يك حركت، يك جريان عظيم و جهتدارى در ملت ايران شد. پس حادثه، حقيقتاً حادثه ى مهمى است. آن روز هم تأثير گذاشت؛ امروز هم كه شما ياد آن حادثه را و ياد شهداى روحانى و غير روحانىِ آن حادثه را گرامى ميداريد، باز تأثير ميگذارد؛ درس ميدهد، بصيرت ميدهد و جهت حركت را به ما نشان ميدهد.
 روزهاى سال، به طور طبيعى و به خودى خود همه مثل همند؛ اين انسانها هستند، اين اراده ها و مجاهدتهاست كه يك روزى را از ميان روزهاى ديگر برميكشد و آن را مشخص ميكند، متمايز ميكند، متفاوت ميكند و مثل يك پرچمى نگه ميدارد تا راهنماى ديگران باشد.
ادامه نوشته

ملت ایران به روز واقعه حساس بود

ملت ایران به روز واقعه حساس بود
کوچه های شهرما،سرمست عطر یاس بود

ای که کردی مسخره روز عزای شاه دین
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

 

انواع حکومت

انواع حکومت را از زوایای گوناگون می توان مورد بررسی قرار داد. از جمله نگرش تاریخی به مسأله است که در خلال آن، دیدگاه هر یک از نویسندگان غربی و مسلمان در طبقه بندی حکومت بیان می شود. در رویکرد دیگر، انواع حکومت ها بدون توجه به نظریه پردازان مورد بررسی قرار می گیرند. ما در این فصل بر اساس نگرش دوم به بررسی انواع حکومت می پردازیم .

معیار انواع حکومت ها را می توان در محورهای ذیل خلاصه کرد:

الف) طبقه بندی حکومت، بر اساس تعداد حاکمان، در سه محور.

ب) معیار تمرکز قدرت و پراکندگی آن در کشور.

ج) معیار مشارکت شهروندان

د) معیار جهان بینی الهی.

الف) تقسیمات سه گانه حکومت ها (بر اساس تعداد حاکمان) :

ادامه نوشته

خاموشی ام نبین

خاموشی ام نبین که دراین آتش نفاق

روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید

 

تفكر سياسى در قرآن

قرآن كريم صد و چهارده سوره دارد. طبق آمارى كه از روايات ترتيب نزول سوره ها به دست آمده است, هشتاد و شش سوره مكى و بيست و هشت سوره مدنى است.(1) در اينكه به چه سوره اى مكى و به چه سوره اى مدنى گفته مى شود, اختلاف نظر است. معيار زمان, معيار مكان, معيار خطاب و محتوا و معيار سماع و نص, از جمله معيارهايى است كه توسط پژوهشگران علوم قرآنى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است.(2) در اين مكتوب معيار زمان مورد پذيرش قرار گرفته است; يعنى آياتى كه قبل از هجرت پيامبر(ص) به مدينه نازل شده است, مكى و آيات نازل شده پس از هجرت, مدنى است.(3)
پرسشهاى مختلفى درباره سياست و جايگاه آن در قرآن وجود دارد. پرسش هايى از قبيل:
آيا به مسايل مربوط به زندگى سياسى در قرآن توجه شده است؟ مباحثى از قبيل دولت, قدرت, حاكميت, سلطه, آزادى, عدالت, مشروعيت, مشاركت, مشورت, بيعت, نظارت بر قدرت سياسى, تمركز و يا توزيع قدرت سياسى, روابط بين دولتها و ملتها, حقوق عمومى, معاهدات, جنگ و صلح و ساير مفاهيم و قضاياى سياسى از چه جايگاهى در قرآن بر خوردار است؟ بر فرض پرداختن قرآن به مفاهيم و قضاياى سياسى, چه بخشهايى از قرآن بيشتر به مسايل سياسى پرداخته است؟ آيات و سوره هاى مكى يا مدنى؟ آيا ادعاى برخى از مستشرقين مبنى بر اين كه آيات مكى, آيات غير سياسى است و پيامبر اسلام(ص) در مكه به سياست توجه نداشته است و تنها در آيات مدنى است كه به سياست توجه شده است و اين هم به خاطر مقتضيات زمانى است كه شرايط جديدى را براى پيامبر(ص) به وجود آورد, ادعايى معتبر است؟(4) براى پاسخگويى به پرسشهاى مذكور و نيز ارائه گزارش از مكتوباتى كه به موضوع ((سياست در قرآن)) پرداخته اند, مباحث اين يادداشت آمده است.
ادامه نوشته

چگونه از ياران امام زمان(ع) باشیم؟

ياري امام زمان(عج) در اين زمان به انجام صحيح وظايف خود در زمان غيبت است . وظيفه منتظر امام زمان(ع) اين است كه مانند يك منتظر واقعي زندگي كند. وقتي انسان حقيقتا منتظر كسي باشد تمام رفتار و سكناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر ميهمان باشد حتما خانه را تميز و مرتب مي كند، وسايل پذيرايي را آماده مي كند و با لباس مرتب و چهره اي شاداب در انتظار مي ماند. چنين كسي مي تواند ادعا كند كه منتظر ميهمان بوده است. اما كسي كه نه خانه را مرتب كرده است و نه وسايل پذيرايي را آماده نموده است و نه لباس مرتب و تميزي پوشيده است و نه اصلاً به فكر ميهمان است اگر ادعا كند كه در انتظارميهمان بوده همه او را ريشخند خواهند كرد و بر گزافه گويي او خواهند خنديد.


لاف عشق و گله از يار زهی لاف دروغ
عشق بازان چنين مستحق هجرانند

 
بنابراين انتظار بايد قبل از آنكه از ادعاي انسان فهميده مي شود از رفتار و كردار او فهميده شود. نمي توان هر كسي را كه ادعاي دوستي و ولايت امام زمان(عج) را دارد در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود. آري «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطاربگويد».

ادامه نوشته

کاش همه روزها،جمعه بود

با این دوگانگی چه کنم که قلبم را تاب از تو یاد نکردن نیست و قلم را تاب از تو نوشتن.

چگونه شعله های دوست داشتنت در دلم زبانه بکشد و یک یک یافته های قلبم را به خاکستر ننشاند؟ چگونه قلم به نیت نوشتن نامت بر صفحه دفتر فرود آید و دفتر را به آتش نکشاند؟

نمی دانم این دفعه چندمی است که نامه ای را نذر ضریح دستانت می کنم و نمی دانم چندمین بار است که آن را برای همیشه در کشوی بی حاصلی های عمرم بایگانی می کنم.

هر روز که می گذرد، انتظار سخت تر می شود و کاسه صبرمان لبریزتر. نمی دانم چندمین بار است که آن را برای همیشه در کشوی بی حاصلی های عمرم بایگانی می کنم.

هر روز که می گذرد انتظار سخت تر می شود و کاسه صبرمان لبریزتر. نمی دانم در هیاهوی پاییز، فروردین ظهور تو در کدام نقطه
زمان بهار را با زمین گره خواهد زد؟ 

روزهای نیامده تاریخ، گرمای آفتاب وجود تو را، چشم به راه مانده است روزهایی که لحظه لحظه اش نام تو را فریاد می کنند، برگرد و ما را از حصار جاهلیت مدرن امروز رهایی بخش، 

برگرد و فصل فراق را با شیرینی وصل تمام کن! دردهای کهنه، درمان را در تو جست و جو می کنند و زخم های ناسور مرهم نگاه تو را آرزو دارند.

دروازه شهر سال هاست که چشم به راه عبور توست. اصلاً بگو از کدام دروازه می آیی و از کدام راه، تا با شبنم چشمانم گرد راهت را بشویم. می گویند یک روز جمعه می آید، کاش روزهایم همه جمعه می شدند. 

بیا که کرامت انسانی به اسارت آزمندی رفته است و روح رحمانی به زنجیر روزمرگی بسته است. بیا که آزادی در چنبره مجاز و سفسطه افتاده و تبسم هدف خشم و هیاهوی است.

مگذار ابلیس از این فتنه به قهقاه بیفتد

مرتضی امیری اسفندقه، شاعر و دبیر علمی چهارمین جشنواره شعر فجر، درباره اغتشاشات روز عاشوراد غزلی سروده است:

مگذار که این قافله از راه بیفتد
این قافله از راه به ناگاه بیفتد
می‌ترسم از این زخم که بی‌بخیه بماند
آن‌قدر که یک مرتبه خون راه بیفتد
می‌ترسم از این مضحکه تفرقه، مگذار
ابلیس از این فتنه به قهقاه بیفتد
مگذار نگینی که منقش به نقیب است
در چنبر انگشتر بدخواه بیفتد
مولایی و مردی کن و مگذار، پس از این
در بین رجال این همه اشباه بیفتد
تا ماهی از این آب گل آلود نگیرند
ای کاش که در برکه ما ماه بیفتد
ایران من! ای کشور آیین و نیایش
از چشم تو مگذار که الله بیفتد
بگذار عزیزی کند این منتخب فقر
یوسف نشد این مرد که در چاه بیفتد

تازه‌ترين شعر عليرضا قزوه درباره حرمت شكنی روز عاشورا

شام غريبان حسين امشب است...
---------------------------------------
آن روزها

هر وقت پرده خوان

از نقل شاهنامه و سهراب مي گفت

به كربلا كه مي رسيد

نقل علي اكبر مي خواند و مي گريست

حتي گاهي قوّال با شمشير

مي زد به پهلوي خود

حالا به جاي قاسم و عباس

دارند روضة سهراب مي خوانند

به جاي رقيه

دارند روضة ندا را فرياد مي كنند...
ادامه نوشته

نکته های اخلاقی از کلام امام راحل(ره)

مثل قلب مثل طائري است که دائماً از شاخه اي به شاخه اي پرواز مي کند، مادامي که درخت آرزوي دنيا و حب آن در قلب برپاست، طائر قلب بر شاخه هاي آن متعلق است و اگر به رياضات و مجاهدات و تفکر در عواقب و معايب آن و تدبّر در آيات و اخبار و حالات اولياي خدا قطع اين درخت را نمود قلب ساکن و مطمئن مي شود و موفق به کمالات نفسانيه که از آن جمله حصول حضور قلب به همه مراتب آن است ممکن است بشود.(1)
يکي از مسائلي که توجه به در همه عبادات ضروري است، داشتن حضور قلب و مراعات آن است. علماي اخلاق به اين نکته اشاره فرموده اند که حضور قلب در نماز (به عنوان يکي از ارکان قبولي) ابتداء به دو طريق حاصل مي شود:

اول : فراغت وقت

و اين امر زماني حاصل مي شود که سالک اوقاتش را تقسيم نموده و برنامه ريزي وقتي داشته باشد. پس هرگاه امور خود را بر روي نظم قرار دهد و در بين تقسيم اوقات، وقت نماز را هميشه در اول قرار دهد و به گونه اي عمل کند که موقع نماز از لحاظ وقت در فراغت باشد در اين صورت تا اندازه اي حضور قلب حاصل مي شود. پس اگر نماز را در آخر وقت بجا آورد، خوف قضا شدن دارد. بنابراين حضور قلب بدست نمي آيد و اگر در بين وقت انجام دهد در فکر دنيا و کارهاي دنيايي خواهد بود و در اين صورت هم فراغت حاصل نمي شود.
ادامه نوشته

شادی و غم در تعاليم اسلامی

انسان موجودي است که رفتار خود را در زندگي براساس انگيزش و هيجان و عاطفه شکل مي دهد، با انگيزه و انگيزش به عمل وادار مي شود و عمل را جهت مي دهد و تا رسيدن به هدف ايستادگي و مقاومت مي کند. به ديگر سخن: آدمي با انگيزش و انگيزه قدرت پيدا مي کند تا اعمال و رفتارش را جهت دهد و تا رسيدن به هدف با مقاومت و ايستادگي تلاش خود را ادامه مي دهد و اين انگيزه برخي اکتسابي و آموختني اند و برخي غيراکتسابي و ناآموختني، کشش انسان به غذا و آب غيراکتسابي و کشش انسان به تحصيل دانش و معنويت آموختني است.
منشأ انگيزش انسان نياز است که آدمي را وا مي دارد تا آن نياز را تأمين کند.
همانطوري که انگيزش، نقش محوري در زندگي انسان ايفا مي کند هيجان ها و عواطف نقش محوري در افکار و رفتار او ايفا مي نمايد و اين هيجان ها متعدد و گوناگون است که اصول آن را برخي روان شناسان لذت، ترس، خشم و محبت و نفرت و شادي و غم مي دانند.
آدمي هنگامي که با محرک خوشايند و مطلوب در رسيدن به هدف روبرو شود طبعا احساس لذت مي کند و براي تلاش بيشتر برانگيخته مي شود و اگر با محرک نامطلوب مواجه شود دچار رنج مي گردد.
و هنگامي که خطر يا تهديدي نباشد آدمي احساس امنيت مي کند و اگر احساس خطر و يا تهديدي وجود داشته باشد احساس ترس مي نمايد.
شادي نيز حالتي است که تألمات روحي در انسان به کمترين حدّ خود مي رسد و بر اثر آن مسرّت باطني انسان آشکار مي شود و انسان براي لحظه اي از قيد غم ها آزاد مي گردد، شادي احساس مثبتي است که از حس رضايت مندي و پيروزي بدست مي آيد.(1)
برخي ديگر گفته اند: شادي عبارت است از مجموع لذت هاي بدون درد. شادي آرامش خاطر و رضايت باطني است شايد آن کيفيت زندگي است که همه آرزوي يافتنش را دارند.(2)
مرحوم شهيد مطهري در اين زمينه مي نويسد: سرور، حالت خوش و لذت بخشي است که از علم و اطلاع بر اين که يکي از هدف ها و آرزوها، انجام يافته يا انجام خواهد يافت، به انسان دست مي دهد و غم و اندوه، حالت ناگوار و دردناکي است که از اطلاع بر انجام نشدن يکي از هدف و آرزوها به انسان دست مي دهد.(3)
ادامه نوشته

مردم دارای در سيره معصومين(ع)

اشاره

اسلام به عنوان مکتبي جامع، سعادت بخش و پويا براي تمام ابعاد وجودي و نيازهاي انسان برنامه و دستوراتي خاص را در نظر گرفته و اهميت آن را گوشزد نموده است. يکي از مؤلّفه هاي مهم و ارزشمند در گسترة زندگي اجتماعي تعامل با مردم است که به اين مسئله در آموزه هاي ديني توجه ويژه اي شده است و احاديث و روايات زيادي از سوي پيامبر(ص) و امامان(ع) به اين موضوع اختصاص يافته است.
نگارنده سعي دارد که در اين نوشتار اهميت «مردم داري» و «ارتباط با مردم» را از منظر پيشوايان معصوم(ع) مورد بررسي قرار دهد تا پويندگان راستين راه آن بزرگواران بتوانند از اين آموزه ها بهره مند شوند.

حمايت از محرومان

در جامعة اسلامي مسلمانان بايد از لحاظ توزيع ثروت هاي عمومي، امتيازها و ساير خدمات در حد مساوي قرار گيرند. پيامبران الهي تلاش مي کردند تا فقرا و محرومان جامعه علاوه بر رشد فکري و فرهنگي از محروميّت هاي مادّي رها شوند و يک زندگي مناسب و در شأن خود داشته باشند. از اين رو پيشوايان معصوم(ع) در سيرة خود لازم مي ديدند که در حد توان با انواع فقر و محروميّت مبارزه کنند و اين پديده شوم و زيانبار را که نتيجة بي عدالتي و ظلم بود، ريشه کن نمايند.
ادامه نوشته

نگاهی به سه مراسم عزاداری امام حسين(ع) در بين آذری ها

در آذربايجان بر طبق آداب و رسوم مخصوصي برگزار مي‌گردد كه جهت اطلاع عاشقان آن حضرت، به برخي از اين آداب و رسوم اشاره مي‌نمايم:

1. مراسم طشت گذاري
يك هفته مانده به محرم و يا در آخرين جمعه ماه ذي‌الحجه‌الحرام، مراسمي تحت عنوان استقبال از محرم و اعلان عزاي حسيني، در جامع‌شهرها برپا مي‌شود. در اين مراسم، مداح روضه‌خواني مي‌نمايد و عزاداران نيز به سينه‌زني و زنجير‌زني مي‌پردازند. در آن حال، دو صف مقابل هم قرار مي‌گيرند و يك نفر به عنوان مياندار كه با رجزها و آهنگ‌ها آشنا باشد انتخاب مي‌شود كه با صداي رسا مي‌خواند:

مياندار: يارالاروُن آخارقاني ايدر گلناري ميداني

عزاداران: حسينم واي حسينم واي(4 بار)

يوخدي سقاني سويي غوغادي سقاخانِدَه

محشر كبرا بوگون برپادي سقاخانده(1)

در پايان مراسم، حدوداً ده نفر از عزاداران، كوزه‌هاي پر از آب را گرداگرد مجلس مي‌چرخانند. اين كار به ياد جان‌فشاني‌هاي علمدار حضرت كربلا عباس(ع) اجرا مي‌شود. مردم عزادار نيز با شعارهاي «دخيل يا عباس» بركاً از آب كوزه‌ها مي‌نوشند.



2. مراسم دسته‌هاي شاه حسيني(واخس – شاخس)(2)

شبهاي تاسوعا و عاشورا، مراسم «شاخص _ واخص» برگزار مي‌شود؛ عزاداران حاضر، روي زانوهاي خود نشسته، دستها را به طور هماهنگ بالا مي‌برند و محكم روي زانوهاي خود مي‌كوبند و يا در روز، اين عمل را با كوبيدن پايها به زمين در حالي كه دايره‌وار مي‌چرخند انجام مي‌دهند و اشعار و كلمات را همگي با هم تكرار مي‌كنند.
ادامه نوشته

حادثه عاشورا علل، درس ها و عبرت ها

گفتاری تحليلی از رهبر فرزانه انقلاب اسلامی

*بيانات مقام معظّم رهبرى (مدّ ظلّه العالى) در نمـاز جمعه تهران۱۸/۲/۱۳۷۷- يازدهم محرم ۱۴۱۸

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الحمد للّه ربِّ العالمين أحمده وأستعينه وأستغفره وأتوكّل عليه وأصلّى وأسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته في خلقه و حافظ سرّه و مبلّغ رسالته, بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا ونبيّنا أبي القاسم المصطفى محمّد وعلى آله الأطيبين الأطهرين المنتجبين المظلومين المعصومين سيّما أبى عبداللّه الحسين (ع) وسيّما بقية اللّه في الأرضين.

أوصيكم عباد اللّه بتقوى اللّه.

همه شما عزيزان, برادران و خواهران نمازگزار را به تقواى الهى دعوت و توصيه مى كنم. اول و آخر, تقواست; و توصيه اصلى به توشه گيرى از تقواست. اگر بحثى هم مى كنيم, براى اين است كه بتوانيم مايه تقوا را در خودمان, درمردم و مستمعان نمازجمعه,إن شاء اللّه به مدد الهى تقويت كنيم.

امروز در خطبه اول, بحثى در باره ماجراى عاشورا عرض مى كنم. اگر چه در اين زمينه, بسيار سخن گفته شده است, ما هم عرايضى كرده ايم; اما هرچه اطراف و جوانب اين حادثه عظيم و مؤثر و جاودانه بررسى مى شود, ابعاد تازه يى, و روشنگرى هاى بيش ترى از اين حادثه, آشكار مى شود و نورى بر زندگى ما مى تاباند.

در مباحث مربوط به عاشورا, سه بحث عمده وجود دارد:

يكى بحث علل و انگيزه هاى قيام امام حسين است, كه چرا امام حسين قيام كرد; يعنى تحليل دينى و علمى و سياسى اين قيام. در اين زمينه, ما قبلاً تفصيلاً عرايضى عرض كرده ايم; فضلا و بزرگان هم بحث هاى خوبى كرده اند. امروز وارد آن بحث نمى شويم.

ادامه نوشته