بازیهای رايانهای ازجنس آخرالزمان
تاريخچة بازيهاي رايانهاي به اوايل دهة 60 ميلادي برميگردد. «استيو راسل» از دانشجويان دانشگاه MIT در سال 1962 نخستين بازي رايانهاي را به نام «جنگ فضايي» (Space War) طراحي کرد. داستان بازي، دربارة جنگ سفينهاي بود که شما بايد ضمن کنترل آن به سفينة مقابل حمله و آن را نابود ميکرديد. بعد از آن، شرکت «آتاري» در 1972 بازي تنيس روي ميز به نام «پَنگ» را روانة بازار کرد.
اشاره: صنعت بازيهاي رايانهاي به يکي از پرسودترين صنايع براي توليدکنندگان و پرطرفدارترين سرگرميها براي بسياري از افراد در سطح دنيا تبديل شده است. امروزه به علت ويژگيهاي خاصّ بازيهاي ويديويي به شواليههاي مجازي، جذّاب و قدرتمندي در راستاي ناتوي فرهنگي و جنگ صليبي غرب عليه جهان اسلام بدل شده است. در اين مبحث سعي خواهيم کرد به بازيهاي رايانهاي با محوريت آخرالزمان بپردازيم.
پيشگويي دربارة آينده همواره يکي از دغدغهها و دلمشغوليهاي بشر بوده و در طول تاريخ انگيزههاي مختلفي باعث شده که انسانها به پيشگويي دربارة رويدادهايي بپردازند که در آيندة دور يا نزديک واقع ميشود. در اين ميان پيشگويي دربارة حوادث آخرالزمان از جايگاه و اهميت خاصي برخودار بوده و اقوام و ملل گوناگون با همة اختلافي که در باورها و اعتقادات خود داشتهاند، به موضوع آخرالزمان و رويدادهاي اين عصر توجّه جدّي کردهاند. اما اين دغدغه و دلمشغولي هميشگي بشر آنگاه که با علوم غيبي و دانشهاي خداداد پيامبران و اولياي الهي پيوند خورده، رنگ ديگري يافته است و از حالت گمانهزنيهاي بيپايه و پيشگوييهاي دروغين دربارة وقايعي که بشر راهي براي پي بردن به آن ندارد، خارج و به اخبار صادق مبتني بر آموزههاي وحياني تبديل شده است. صنعت جديد و نوپاي بازيهاي رايانهاي نيز همانند نظام هاليوود، اين سوژة جذاب و جهاني را محور بسياري از محصولات خويش قرار داده و شايد به جرأت بتوان گفت که گوي سبقت را از آن ربوده است. انواع منجيان آخرالزماني پا به عرصة رسانة بازيهاي ويديويي گذاشتهاند و بازيهاي مختلفي با اين مضمون توليد و روانه بازار شدهاند.
تاريخچة بازيهاي رايانهاي به اوايل دهة 60 ميلادي برميگردد. «استيو راسل» از دانشجويان دانشگاه MIT در سال 1962 نخستين بازي رايانهاي را به نام «جنگ فضايي» (Space War) طراحي کرد. داستان بازي، دربارة جنگ سفينهاي بود که شما بايد ضمن کنترل آن به سفينة مقابل حمله و آن را نابود ميکرديد. بعد از آن، شرکت «آتاري» در 1972 بازي تنيس روي ميز به نام «پَنگ» را روانة بازار کرد. اين بازي بسيار ساده و متشکل از تعدادي مستطيل سياه و سفيد بود که خلاقيت چنداني در آن وجود نداشت. پس از آن بازيهاي رايانهاي سير تکاملي خود را طي کردند و در اواسط دهة 80 بيشتر به سمت بازيهاي جنگي (Games War) سوق پيدا کردند. علت آن علاوه بر جوّ متشنّج دهة 80 آمريکا، ناشي از جنگ سرد با شوروي و ديگر برنامههاي رئيسجمهور وقت آمريکا، ريگان، بود؛ بازيهايي مثل Start Light و...
در سطح جامعة ما بنا به علل متعدّد، به مقولة بازيهاي رايانهاي پرداخته نشده است. يکي از اين علتها کوتاهي عمر اين پديده در جهان و به خصوص کشور ماست. دليل دوم اين است که مخاطبان بازيهاي رايانهاي، کودکان و نوجوانان هستند و غالباً مسئولان و فعّالان عرصة فرهنگ به آن به مثابة يک ابزار سرگرمي و تفريح مينگرند. از همين رو به آن با رويکرد رسانهاي و عنصر تأثيرگذار فرهنگي دقّت و توجه نميکنند.
با بررسي معيارهاي کمّي و کيفي بازيهاي رايانهاي با صنعت سينما ميتوان به اهميّت صنعت بازيهاي رايانهاي پي برد. چنانچه سود شرکتهاي فيلمسازي و بازيهاي رايانهاي را مبناي مقايسه قرار دهيم، به گزارش بسياري از سايتها، صنعت بازيهاي رايانهاي از سينما پيشي گرفته است؛ براي نمونه در شش ماه نخست سال 2005 فروش بازيهاي رايانهاي در کشورهاي اروپايي، از فروش فيلمهاي هاليوودي بيشتر بوده است و اين روند به طور صعودي ادامه دارد. آمارها نشان ميدهد که روند توليد بازيهاي رايانهاي به سه تا چهار هزار نسخه در سال ميرسد و با شتابي ملموس در جامعة جهاني در حال گسترش است. بيش از سي ميليون نفر در سراسر جهان بخش عمدهاي از اوقات فراغت خود را با بازيهايي پر ميکنند که بالغ بر ده درصد آنان بين چهار تا هفت ساعت از زندگي روزمرة خويش را به بازيهاي رايانهاي اختصاص دادهاند. اين آمار گستردگي بازيهاي رايانهاي را نشان ميدهد. از سوي ديگر زماني که يک کاربر صرف يک فيلم سينمايي ميکند با يک بازي رايانهاي قابل قياس نيست. يا در نظر گرفتن مدت زمان متوسط يک فيلم و با جاذبههاي ويژه مانند موضوع با جذابيتهاي بصري و... ممکن است شخص يک فيلم را دو بار ببيند؛ يعني به طور ميانگين بين 3 تا 6 ساعت صرف يک فيلم خواهد شد. ولي مدت زماني که يک کاربر بازي رايانهاي براي بازي در حالت ساده و يا حتي حالت استفاده از کدهاي ويژه صرف ميکند ميتواند چندين برابر اين زمان باشد که اين زمان براي بازيها و کارهاي مختلف تفاوت دارد و گاه اختلاف بسيار فاحش دارد.
جالب است بدانيم در بسياري از کشورهاي غربي توليدکنندة بازيهاي رايانهاي، سازمانها، مؤسسات و مجموعههايي تشکيل شده که بر ساخت و توزيع بازيهاي رايانهاي نظارت ميکنند؛ براي نمونه در استراليا مؤسسه OFLC که مسئول ردهبندي فيلم و ادبيات استرالياست، مسئوليت ردهبندي و نظارت بر بازيهاي رايانهاي را نيز بر عهده دارد. در ژاپن نيز مؤسسة غيردولتي CERO، در اتحادية اروپا مؤسسة «پگي» و همچنين در ايالات متحدة آمريکا مؤسسة ESRB همين نقش را ايفا ميکند. ولي درکشور ما سازمان يا مؤسسهاي که مسئوليت نظارت دقيق و جامع بر بازيهاي رايانهاي را بر عهده داشته باشد، وجود ندارد در حالي که جاي خالي چنين مجموعهاي در ايران کاملاً محسوس است، به خصوص که اين سازمان با توجه به قرابت فرهنگي و ارزشهاي مشترک اسلامي ميتواند بر ردهبندي، توليد و عرضة اين بازيها نظارت داشته باشد.
همانگونه که ذکر شد، سوژة جذاب و جهاني «آخرالزمان» محور ساخت بسياري از بازيهاي ويديويي شده است. هماکنون در صنعت بازيهاي ويديويي انواع مختلفي از آخرالزمان را ميتوان مشاهده نمود و به همان ميزان منجيان آخرالزماني را؛ آخرالزمان تکنولوژيک، تخيلي، طبيعي، اسطورهاي و ديني از جمله اين آخرالزمانهاست که در اين ميان به آخرالزمان ديني توجه خاص و ويژهاي شده است.
در آخرالزمان ديني انسانهاي شيطان صفت در قالب سازمانها، گروهها و حتي دولتهاي تروريستي قصد به دست گرفتن قدرت و تمام عناصر پاک و خدايي را دارند و شما در نقش بازيگر بازي رايانهاي به عنوان منجي و در لباس جاسوس خبره و با ايمان و يا سربازان مؤمن و معتقد غالباً آمريکايي و انگليسي در نقش پليس جهاني، حاضر شده، به مبارزه با دشمنان بشريت ميپردازيد.اين دشمنان در سه دسته قابل طبقهبندي هستند:
1. آلمان نازي و فاشيستها که شما براي مبارزه با آنان به جنگ جهاني ميرويد. اين در حالي است زمان زيادي از اين جنگ ميگذرد ولي همچنان سوژة خيلي از بازيهايي است که الآن توليد ميشوند؛ بازيهاي مدال افتخار، نداي وظيفه، بازگشت به قلعه ولفنشتاين از جمله اين بازيهاست.
در بازي «بازگشت به قلعة ولفنشتاين» تعداد زيادي از فرماندهان ارشد SS قصد دارند با توسل به تکنولوژي پيشرفته و قدرتهاي ماوراء طبيعي، موجوداتي را به وجود آورند که از آنها در جنگ با جهانيان استفاده کنند. شما در مأموريتهاي ضدّ اطلاعات خود در ارتش متفقين بايستي از اجراي اين پروژهها جلوگيري کنيد والّا جهان در آستانة نابودي قرار خواهد گرفت. دشمنان شما در اين بازي سرباز سادة آلماني، نگهبان گارد آهنين، افسر نازي، دانشمند آلماني، کارگران و مهندسان، زامبي شواليه، زامبي آتشين و روبات مافوق سرباز، نمونهسازي شدهاند که ميبايست همة آنها را نابود کنيد.
2. کمونيسم به عنوان تروريسم و مخلّ در نظم جهاني؛ در اين بازيها کشورهاي شوروي و ديگر کشورهاي باقيمانده از دوران جنگ سرد مثل کرة شمالي و کوبا مطرح ميشوند. از اين دست بازيها ميتوان از بازيهاي جهاني در نزاع و نيز آژير قرمز ياد کرد.
بازي آژير قرمز، يک بازي استراتژيک است که خطر کمونيسم را به بشريت و آمريکا گوشزد ميکند. در اين بازي ارتش شوروي با تمام تجهيزات و امکانات خود به آمريکا حمله ميکند. داستان بازي جهاني در نزاع سناريوي حقيقي جنگهاي سرد بين دموکراسي و کمونيسم بين سالهاي 1989 و بعد را تداعي ميکند.
3. تروريستها، کشورها و دول اسلامي؛ در اين بازيها از رنگ سبز و نمادها و سمبلهاي اسلامي براي نشان دادن تروريستها استفاده ميشود.
استکبار جهاني و در رأس آن آمريکا، سعي دارد در بازيهاي رايانهاي، تجاوزهاي خود را در ميان مردم آمريکا و ساير ملّتها به خصوص نسل جوان و نوجوان و کودکان آنها امري عادي و انساندوستانه و در راستاي صلح و دموکراسي در سطح جهان نشان دهد. آمريکا نماد خير مطلق است و هر فرد، گروه و دولتي که مخالف نگاه و ارزشهايش باشد، محور شرارت جهاني هستند.
پس از فروپاشي شوروي، آمريکا به طور جدّي سعي دارد کشورها و گروههاي مسلمان را بزرگترين خطر براي صلح جهاني معرفي کند؛ زيرا به قول نظريهپردازان، اکنون حکومت آمريکا به جاي اژدهاي بزرگ با مارهاي سمي پرشماري روبهروست يا به قول «کيسينجر» با اسلام سياسي به رهبري جمهوري اسلامي ايران. «ساموئل هانتينگتون» در همين رابطه ميگويد: ما دشمن داريم. اين دشمن جهاني با توان دسترسي به همة نقاط دنيا که به ايدهاي مسلح شده است و با تکنيکها، تسليحات، سنگدلي و شقاوت در خود براي سلطهگري جهاني به ميدان آمده و در هم کوبيدن اين دشمن به کارکرد اصلي و اوّلي ما تبديل شده است. اولويتي که با همان درجه و ضرورت غلبه بر فاشيسم و اتحاد شوروي دنبال ميشد.
«با ما باشيد يا در جمع دشمنان ما در جنگ با تروريسم قرار خواهيد گرفت»، تفکري است که در آن اسلام راديکال جايگزين کمونيسم اتحاد جماهير شوروي شده است. مقام معظم رهبري در مراسم افتتاحية سومين «کنفرانس بينالمللي قدس و حمايت از حقوق مردم فلسطين» در سالن اجلاس سران تهران در اين باره فرمودند:
امروز استکبار جهاني، که رييس جمهور فعلي آمريکا سخنگوي آن است، دنياي اسلام را صريحاً تهديد ميکند و سخن از جنگ صليبي ميگويد. شبکة استکباري صهيونيسم و سازمانهاي جاسوسي آمريکا و انگليس در همة دنياي اسلام سرگرم فتنهانگيزياند. هزارها فيلم سينمايي و بازي رايانهاي و امثال آن با هدف زشت نماياندن چهرة اسلام و مسلمين توليد و روانة بازارها ميشود.
بازي سام ماجراجو
يکي از بازيهايي که با محوريت آخرالزمان ديني ساخته و روانه بازار شده بازي «سام ماجراجو در پرسپوليس» است. شما در اين بازي بايد در نقش «سام استون» (Sam Stone) براي نجات بشريت، به زمان گذشته بازگرديد و با اهريمن جهاني و ايادي آن مبارزه کنيد. در اين بازي، شما براي اينکه با ايادي شيطان مواجه بشويد بايد به پرسپوليس ايران بياييد. جالبتر اينکه بدانيد اين بازي را يکي از شرکتهاي ايراني ترجمه کرده است. در اين بازي شما ايادي اهريمن شيطاني را با شکل و عناويني مثل کدوحلوايي و عقرب بالغ مشاهده ميکنيد. اما يکي از اين ايادي، «کاميکاز بيسر» معرفي شده است. شرکت توليدکننده دربارة کاميکاز بدون سر ميگويد:
اين موجود سر ندارد؛ از همين رو او را براي عمليات انتحاري در خدمت گرفتهاند. آنها دو بمب در دستان خود حمل ميکنند و هنگامي که به اندازة کافي به شما نزديک ميشوند آنها را منفجر ميکنند. بي سر بودن کاميکاز به اين معني است که عقل و شعور و منطق ندارد. به نظر شما عمل او چه چيزي را به ذهن متبادر ميکند؟ آيا تداعيکنندة عمليات شهادتطلبانة اسلامي نيست؟
بيشکّ، يکي از رمزهاي موفقيت اسلام در رسيدن به اهداف خود در مدتي کمتر از نيم قرن، فرهنگ جهاد و شهادتطلبي است. عمليات شهادتطلبانه به معناي عام آن به اقدامي اطلاق ميشود که با قصد قربت و با علم به شهادت و با هدف ضربه زدن به دشمن شخصي، به انجام آن مبادرت ميورزد و کشته ميشود. در مکتبي که جهاد در راه خدا پلي براي رسيدن به «احدي الحسنيين» است، شکست معنا و مفهومي ندارد. مکتبي که بتواند پيروانش را طوري تربيت کند که از مرگ نهراسند و کشته شدن را سعادتي ابدي بدانند از هيچ قدرتي هراس نخواهد داشت و هيچ مانعي قادر نخواهد بود او را از اهدافش باز دارد و در ميانة راه متوقف سازد.
يکي ديگر از مواردي که بايد دربارة اين بازي مورد توجه قرار گيرد اين است که هرچند شما به پرسپوليس در ايران ميآييد اما اکثر نمادها و سمبلهاي اسلامي و اسليمي و نه نمادهاي ايران باستان است. گنبد، مناره و يا طرحهاي اسليمي که بر ديوارها نقش بسته، گوياي اين مطلب است. وقتي به دقت به بعضي از اين نقوش اسليمي نگاه ميکنيم ميبينيم نوشته شده: «و علي بابها» که بخش پاياني اين حديث معروف نبوي است: «انا مدينه العلم و عليٌ بابها». در نگاه اول کاربر متوجه اين مطلب نميشود و آن را تنها يک طرح اسليمي ميبيند.
عبارت «العلم و علي بابها» در نقاط مختلفي از بازي مورد توجه قرار ميگيرد. هرچند سعي شده اين متن به طور متقارن اسليمي به نمايش درآيد تا کاربر در نگاه اول متوجه آن نشود. علاوه بر آن، در حالي که شما با سربازان اهريمني مبارزه ميکنيد، با غولهاي سبزرنگي مواجه ميشويد که گويهاي سبز رنگ به سمت شما شليک ميکنند؛ غولهايي شيطاني که بالاي ديوارههاي منقّش به نقوش اسلامي مستقر شده و به سمت شما شليک ميکنند. طرح زير پاي اين شياطين همان عبارت بالاست.
در اين بازي، شما براي مبارزه با ايادي شيطان در نقاط مختلفي درگير ميشويد که غالباً منقش به نقوش اسلامي و همانند اماکن اسلام است. محلي که در پايان بازي شما ميتوانيد همة اين شياطين را نابود کنيد در محوطة کليساست. پس از نابودي شيطان شما با افتخار وارد کليسا ميشويد.
کاربر در اين بازي بايد مراحل سخت و دشواري را دنبال کند اما در نهايت در محوطة کليسا با سربازان اهريمني روبهرو شده، با شکست تمام آنان پيروز و پس از موفقيت سام، با افتخار وارد کليسا ميشود. اينجاست که شما موفق به اتمام مأموريت و نجات خود و بشريت ميشويد و سوار بر موشک و سفينهاي ميشويد که با باز شدن سقف کليسا و پرتاب آن بازي تمام ميشود. جاي بسي تأمل است که کاربر در اين بازي در اماکن اسلامي به مبارزه با شياطين ميرود ولي در نهايت در جوار کليساست که ميتواند بر آنان غلبه کند و خود و بشريت را نجات دهد و با پايان يافتن مأموريت خويش به سوي آيندهاي روشن برود.
بازي آيين قاتل
يکي ديگر از بازيهايي که به تازگي روانة بازار شده بازي «آيين قاتل» است. در اين بازي شما بايد در نقش يک فدايي، اقدام به ترور سران مسيحي جنگ صليبي بکنيد. اين فدايي که در بازي به نام «الطير» شناخته ميشود يک ايراني اسماعيلي است. فرقة اسماعيليه يکي از فرق شيعي است که به طور شاخص به «مهدويت و منجيگرايي» توجه دارد. مردي سفيدپوش، سوار بر اسب با شمشيري ميآيد. او خود را از شيعيان ايراني ميداند. مردي شجاع و قوي که خود را فدايي ميداند و هدفي جز کشتن ندارد. «شرکت UB sotf» اقدام به ساخت اين بازي با نام «Assassins Creed» نموده که به فارسي با نامهايي مانند آيين قاتل، فداييون، آيين اساسين شناخته ميشود. داستان بازي در قرن دوازدهم روايت ميشود. موضوع آن نيز جنگ صليبي است.
در سومين جنگ صليبي به مدت طولاني مسلمانان و مسيحيان براي تصرف سرزمين مقدس با هم نبرد ميکردند. داستان بازي در بيتالمقدس يا اورشليم و نيز دمشق و عکا اتفاق ميافتد. در قرن دوازدهم ميلادي، اروپاييان مسيحي به سرزمين بيتالمقدس حمله کردند و در اين ميان مسلمانان با تمام وجود از سرزمين خود دفاع کردند و پيروزمندانه از ميدان بيرون آمدند.
الطير يکي از شخصيتهاي مؤثر نبرد و از اساسين است. او مسلماني روحاني است که خود را شمشير يا پيامرسان خداوند ميداند. او کساني را ميکشد که فکر ميکنند لايق مردن هستند و در طول بازي جملاتي را برگرفته از کتاب مقدس بيان ميکند. مسلماني که خشونت تمام وجود وجود او را در بر گرفته است. داستانهاي اساسين يا حشاشين، حشاشيون و يا فداييان از قرن دوازدهم تا کنون مورد توجه بسياري بوده است. پيروان «حسن صباح» به اسماعيليه و صباحيون، حشاشون، حشيشيون مشهور بودند که ريشة کلمات Assassination از همين جاست. دو ديدگاه دربارة علت اين نامگذاري وجود دارد:
ـ در آن زمان حشيش دارو و حشاش دارو فروش بود و حشاشين جمع آن است؛
ـ آنان افرادي بودند که با مصرف حشيش در کمال سرمستي اقدام به عمليات انتحاري و يا ترور افراد ميکردند.
کمتر فرقهاي به مانند اسماعيليان ابهام و پيچيدگي دارد. تاريخ زندگي سران و بزرگان آنان بسيار تاريک و مبهم است و اين مشکل با مراجعه به منابع مغرضانه و متعصّبانة دشمنان آنان که چارهاي جز مراجعه به اين منابع نيست برطرف نميشود. محققان غربي در گام اول تحت تأثير وهميات صليبيان و شخص مارکوپولو و نيز روش مخالفان قرار گرفتند و آنان را نه پايبند به اعتقادات محکم خويش که انسانهاي شيطانصفتي به حساب آوردند. از جمله رفتارهايي که به اين گروه نسبت داده شده اين است که آنان يکي از انگشتان خود را قطع ميکردهاند و به جاي آن چاقوي تيزي را قرار ميدادند تا بتوانند قربانيان خود را مخفيانه از بين ببرند. البته توجه داريم که کاربر خصوصاً غربي، اين جريان را نمايندة جهان اسلام و نمايشي از رفتار و باورهاي تمام مسلمانان تصوّر ميکند.
شرکت سازندة اين بازي سالها قبل بازي «شاهزادة ايراني» را روانه بازار کرده بود که يکي از بازيهاي بسيار پرطرفدار به شمار ميآيد. اين شاهزادة ايراني در مراحل مختلف از شمشيرهاي متنوعي استفاده ميکند که ويژگي و خواصّ مخصوص به خود را دارند. بر روي اين شمشيرها نقوشي حک شده که عبارتند از:
ـ سيف فارس القوي (شمشير سوار قدرتمند)،
ـ سيف فارس المنتقم (شمشير سوار انتقام گيرنده)،
ـ سيف فارس المهتدي (شمشير سوار هدايت شده).
نميتوان ترسيم اين نقوش را بر شمشيرها بيقصد و غرض و يا اتفاقي دانست؛ عبارتهايي عربي با القاب امام زمان(ع) بر شمشير شاهزادة ايراني!!
بازي Counter
بازي پرطرفدار بعدي بازي Counter است. در اين بازي شما براي مبارزه با تروريسم بايد به کشورهاي مختلفي برويد. مکانهاي درگيري، منقّش به نقوش اسلامي هستند و تروريستها با چهرة مسلمانان به نمايش درآمده است.
اين بازي يکي از پرطرفدارترين بازيهاي دنياست که نسخة رايانهاي آن نيز موجود است. محبوبيّت اين بازي هيجاني (action) به حدّي است که «سازمان WCG: World Cyber Games» که به برگزاري مسابقات بازيهاي کامپيوتري در دنيا ميپردازد آن را در رأس بازيهاي خود قرار داده است. محلّ وقوع ماجرا در اين بازي نيز مانند بسياري ديگر از بازيها، خاورميانه و کشورهاي عربي ـ اسلامي منطقه است و شما نمادها و نشانههايي دالّ بر مسلمان بودن تروريستها ميبينيد؛ ساختمانهايي با معماري عربي اسلامي، مساجد، منارهها و گنبدها و نهايتاً افرادي که ميبايست با آنان مبارزه کرد. تروريستها داراي محاسن و پيشانيبند قرمز هستند. حتي تصاويري که پس از کشته شدن آنان نمايش داده ميشود تداعي کنندة
همان تصاويري است که ما از لحظة شهادت رزمندگان ديدهايم. جالبتر اينکه شما ميتوانيد به عنوان پليس ضدّترور از کشورهاي مختلفي، از جمله رژيم صهيونيستي وارد عمل شويد.
در تمام بازيهايي که مسلمانان را تروريست نشان ميدهند، نوک پيکان به سمت ايران نشانه رفته است؛ يا تروريست و يا حامي تروريست جهاني معرفي ميشود. بازي «Delta Force» يکي از اين بازيهاست که شما در آن پس از طيّ مراحل مختلف براي مبارزه با تروريستها وارد ايران و جزيرة خارک ميشويد.
شرکت Puma Reality War Games يکي از شرکتهايي است که بازيهاي آخرالزماني و در راستاي تروريست نشان دادن مسلمانان نشان ميدهد. در بازيهاي اين شرکت، عملياتهاي نظامي سراسر جهان شبيهسازي ميشود. بيشتر اين عملياتها در عراق و افغانستان، ايران و ويتنام اتفاق ميافتد. در مراحل مختلف عمليات عراق وقتي شما اماکن تروريستها را پاکسازي ميکنيد، درون اتاقهاي آنان علاوه بر نقوش اسلامي مختلف، ميزهايي منقّش به عبارت «محمّد رسولالله» وجود دارد. در اين بازي نيز تروريستها ظاهري اسلامي دارند. اين شرکت عنوان ميکند که براي مشترکان خود اين امکان را فراهم آورده که مأموريتهاي مربوط به روز جهان را تجربه کنند.
رسانة بازيهاي ويديويي با قابليتها و ويژگيهاي خاصّ خود، به يکي از ابزارهاي تأثيرگذار غرب در راستاي ناتوي فرهنگي عليه اسلام و خصوصاً انقلاب اسلامي ايران بدل شده است. جاي بررسي و تحليل دربارة اين رسانه بسيار زياد است. صنعت نوظهوري که مانند صنعت سينما مورد توجه و نقد و بررسي قرار نگرفته ولي در يک راستا با خطّ مشي يکسان توليد و منتشر شده و از يک منبع تغذيه ميشود. رسانهاي که همچون امپراتوري سينماي غرب، مبلّغ انواع منجيان آخرالزماني غربي است. واهمه و ترس از گسترش روز افزون اسلام، به خصوص از خاورميانه و ظهور قريبالوقوع موعود آخرالزمان از اين منطقه، تمام قدرتهاي دشمن با آن را بسيج نموده است. دقت در مباحثي که به آن اشاره کرديم، زمينهاي را فراهم ميآورد تا از سويي محققان و پژوهشگران با دقت بيشتري به تأثير بازيهاي رايانهاي بپردازند و از سويي مسئولان فرهنگي با تيزبيني و درايت بيشتري نسبت به اين مقولة فرهنگي واکنش نشان داده، از سوي ديگر زمينة استفاده از اين ابزار را در راستاي جهاد مجازي فراهم نمايند.
بازيهاي ويدئويي و رايانهاي بازار را فراگرفته است. اسبابي براي انباشتن اذهان کودکان و نوجوانان از انواع انحرافها و وسيلهاي براي القاء طرحها و استراتژيهاي ضدّ اسلامي غرب استعماري. چگونه بازيها و بازيسازان به بهانة گفتوگو از آخرالزمان اسلام، مسلمانان و مهدويت را آماج تيرهاي زهرآگين خود ساختهاند؟ مصاديق اين آثار کدامند؟ و در برابر آنها چه بايد کرد؟
اشاره: صنعت بازيهاي رايانهاي به يکي از پرسودترين صنايع براي توليدکنندگان و پرطرفدارترين سرگرميها براي بسياري از افراد در سطح دنيا تبديل شده است. امروزه به علت ويژگيهاي خاصّ بازيهاي ويديويي به شواليههاي مجازي، جذّاب و قدرتمندي در راستاي ناتوي فرهنگي و جنگ صليبي غرب عليه جهان اسلام بدل شده است. در اين مبحث سعي خواهيم کرد به بازيهاي رايانهاي با محوريت آخرالزمان بپردازيم.
پيشگويي دربارة آينده همواره يکي از دغدغهها و دلمشغوليهاي بشر بوده و در طول تاريخ انگيزههاي مختلفي باعث شده که انسانها به پيشگويي دربارة رويدادهايي بپردازند که در آيندة دور يا نزديک واقع ميشود. در اين ميان پيشگويي دربارة حوادث آخرالزمان از جايگاه و اهميت خاصي برخودار بوده و اقوام و ملل گوناگون با همة اختلافي که در باورها و اعتقادات خود داشتهاند، به موضوع آخرالزمان و رويدادهاي اين عصر توجّه جدّي کردهاند. اما اين دغدغه و دلمشغولي هميشگي بشر آنگاه که با علوم غيبي و دانشهاي خداداد پيامبران و اولياي الهي پيوند خورده، رنگ ديگري يافته است و از حالت گمانهزنيهاي بيپايه و پيشگوييهاي دروغين دربارة وقايعي که بشر راهي براي پي بردن به آن ندارد، خارج و به اخبار صادق مبتني بر آموزههاي وحياني تبديل شده است. صنعت جديد و نوپاي بازيهاي رايانهاي نيز همانند نظام هاليوود، اين سوژة جذاب و جهاني را محور بسياري از محصولات خويش قرار داده و شايد به جرأت بتوان گفت که گوي سبقت را از آن ربوده است. انواع منجيان آخرالزماني پا به عرصة رسانة بازيهاي ويديويي گذاشتهاند و بازيهاي مختلفي با اين مضمون توليد و روانه بازار شدهاند.
تاريخچة بازيهاي رايانهاي به اوايل دهة 60 ميلادي برميگردد. «استيو راسل» از دانشجويان دانشگاه MIT در سال 1962 نخستين بازي رايانهاي را به نام «جنگ فضايي» (Space War) طراحي کرد. داستان بازي، دربارة جنگ سفينهاي بود که شما بايد ضمن کنترل آن به سفينة مقابل حمله و آن را نابود ميکرديد. بعد از آن، شرکت «آتاري» در 1972 بازي تنيس روي ميز به نام «پَنگ» را روانة بازار کرد. اين بازي بسيار ساده و متشکل از تعدادي مستطيل سياه و سفيد بود که خلاقيت چنداني در آن وجود نداشت. پس از آن بازيهاي رايانهاي سير تکاملي خود را طي کردند و در اواسط دهة 80 بيشتر به سمت بازيهاي جنگي (Games War) سوق پيدا کردند. علت آن علاوه بر جوّ متشنّج دهة 80 آمريکا، ناشي از جنگ سرد با شوروي و ديگر برنامههاي رئيسجمهور وقت آمريکا، ريگان، بود؛ بازيهايي مثل Start Light و...
در سطح جامعة ما بنا به علل متعدّد، به مقولة بازيهاي رايانهاي پرداخته نشده است. يکي از اين علتها کوتاهي عمر اين پديده در جهان و به خصوص کشور ماست. دليل دوم اين است که مخاطبان بازيهاي رايانهاي، کودکان و نوجوانان هستند و غالباً مسئولان و فعّالان عرصة فرهنگ به آن به مثابة يک ابزار سرگرمي و تفريح مينگرند. از همين رو به آن با رويکرد رسانهاي و عنصر تأثيرگذار فرهنگي دقّت و توجه نميکنند.
با بررسي معيارهاي کمّي و کيفي بازيهاي رايانهاي با صنعت سينما ميتوان به اهميّت صنعت بازيهاي رايانهاي پي برد. چنانچه سود شرکتهاي فيلمسازي و بازيهاي رايانهاي را مبناي مقايسه قرار دهيم، به گزارش بسياري از سايتها، صنعت بازيهاي رايانهاي از سينما پيشي گرفته است؛ براي نمونه در شش ماه نخست سال 2005 فروش بازيهاي رايانهاي در کشورهاي اروپايي، از فروش فيلمهاي هاليوودي بيشتر بوده است و اين روند به طور صعودي ادامه دارد. آمارها نشان ميدهد که روند توليد بازيهاي رايانهاي به سه تا چهار هزار نسخه در سال ميرسد و با شتابي ملموس در جامعة جهاني در حال گسترش است. بيش از سي ميليون نفر در سراسر جهان بخش عمدهاي از اوقات فراغت خود را با بازيهايي پر ميکنند که بالغ بر ده درصد آنان بين چهار تا هفت ساعت از زندگي روزمرة خويش را به بازيهاي رايانهاي اختصاص دادهاند. اين آمار گستردگي بازيهاي رايانهاي را نشان ميدهد. از سوي ديگر زماني که يک کاربر صرف يک فيلم سينمايي ميکند با يک بازي رايانهاي قابل قياس نيست. يا در نظر گرفتن مدت زمان متوسط يک فيلم و با جاذبههاي ويژه مانند موضوع با جذابيتهاي بصري و... ممکن است شخص يک فيلم را دو بار ببيند؛ يعني به طور ميانگين بين 3 تا 6 ساعت صرف يک فيلم خواهد شد. ولي مدت زماني که يک کاربر بازي رايانهاي براي بازي در حالت ساده و يا حتي حالت استفاده از کدهاي ويژه صرف ميکند ميتواند چندين برابر اين زمان باشد که اين زمان براي بازيها و کارهاي مختلف تفاوت دارد و گاه اختلاف بسيار فاحش دارد.
جالب است بدانيم در بسياري از کشورهاي غربي توليدکنندة بازيهاي رايانهاي، سازمانها، مؤسسات و مجموعههايي تشکيل شده که بر ساخت و توزيع بازيهاي رايانهاي نظارت ميکنند؛ براي نمونه در استراليا مؤسسه OFLC که مسئول ردهبندي فيلم و ادبيات استرالياست، مسئوليت ردهبندي و نظارت بر بازيهاي رايانهاي را نيز بر عهده دارد. در ژاپن نيز مؤسسة غيردولتي CERO، در اتحادية اروپا مؤسسة «پگي» و همچنين در ايالات متحدة آمريکا مؤسسة ESRB همين نقش را ايفا ميکند. ولي درکشور ما سازمان يا مؤسسهاي که مسئوليت نظارت دقيق و جامع بر بازيهاي رايانهاي را بر عهده داشته باشد، وجود ندارد در حالي که جاي خالي چنين مجموعهاي در ايران کاملاً محسوس است، به خصوص که اين سازمان با توجه به قرابت فرهنگي و ارزشهاي مشترک اسلامي ميتواند بر ردهبندي، توليد و عرضة اين بازيها نظارت داشته باشد.
همانگونه که ذکر شد، سوژة جذاب و جهاني «آخرالزمان» محور ساخت بسياري از بازيهاي ويديويي شده است. هماکنون در صنعت بازيهاي ويديويي انواع مختلفي از آخرالزمان را ميتوان مشاهده نمود و به همان ميزان منجيان آخرالزماني را؛ آخرالزمان تکنولوژيک، تخيلي، طبيعي، اسطورهاي و ديني از جمله اين آخرالزمانهاست که در اين ميان به آخرالزمان ديني توجه خاص و ويژهاي شده است.
در آخرالزمان ديني انسانهاي شيطان صفت در قالب سازمانها، گروهها و حتي دولتهاي تروريستي قصد به دست گرفتن قدرت و تمام عناصر پاک و خدايي را دارند و شما در نقش بازيگر بازي رايانهاي به عنوان منجي و در لباس جاسوس خبره و با ايمان و يا سربازان مؤمن و معتقد غالباً آمريکايي و انگليسي در نقش پليس جهاني، حاضر شده، به مبارزه با دشمنان بشريت ميپردازيد.اين دشمنان در سه دسته قابل طبقهبندي هستند:
1. آلمان نازي و فاشيستها که شما براي مبارزه با آنان به جنگ جهاني ميرويد. اين در حالي است زمان زيادي از اين جنگ ميگذرد ولي همچنان سوژة خيلي از بازيهايي است که الآن توليد ميشوند؛ بازيهاي مدال افتخار، نداي وظيفه، بازگشت به قلعه ولفنشتاين از جمله اين بازيهاست.
در بازي «بازگشت به قلعة ولفنشتاين» تعداد زيادي از فرماندهان ارشد SS قصد دارند با توسل به تکنولوژي پيشرفته و قدرتهاي ماوراء طبيعي، موجوداتي را به وجود آورند که از آنها در جنگ با جهانيان استفاده کنند. شما در مأموريتهاي ضدّ اطلاعات خود در ارتش متفقين بايستي از اجراي اين پروژهها جلوگيري کنيد والّا جهان در آستانة نابودي قرار خواهد گرفت. دشمنان شما در اين بازي سرباز سادة آلماني، نگهبان گارد آهنين، افسر نازي، دانشمند آلماني، کارگران و مهندسان، زامبي شواليه، زامبي آتشين و روبات مافوق سرباز، نمونهسازي شدهاند که ميبايست همة آنها را نابود کنيد.
2. کمونيسم به عنوان تروريسم و مخلّ در نظم جهاني؛ در اين بازيها کشورهاي شوروي و ديگر کشورهاي باقيمانده از دوران جنگ سرد مثل کرة شمالي و کوبا مطرح ميشوند. از اين دست بازيها ميتوان از بازيهاي جهاني در نزاع و نيز آژير قرمز ياد کرد.
بازي آژير قرمز، يک بازي استراتژيک است که خطر کمونيسم را به بشريت و آمريکا گوشزد ميکند. در اين بازي ارتش شوروي با تمام تجهيزات و امکانات خود به آمريکا حمله ميکند. داستان بازي جهاني در نزاع سناريوي حقيقي جنگهاي سرد بين دموکراسي و کمونيسم بين سالهاي 1989 و بعد را تداعي ميکند.
3. تروريستها، کشورها و دول اسلامي؛ در اين بازيها از رنگ سبز و نمادها و سمبلهاي اسلامي براي نشان دادن تروريستها استفاده ميشود.
استکبار جهاني و در رأس آن آمريکا، سعي دارد در بازيهاي رايانهاي، تجاوزهاي خود را در ميان مردم آمريکا و ساير ملّتها به خصوص نسل جوان و نوجوان و کودکان آنها امري عادي و انساندوستانه و در راستاي صلح و دموکراسي در سطح جهان نشان دهد. آمريکا نماد خير مطلق است و هر فرد، گروه و دولتي که مخالف نگاه و ارزشهايش باشد، محور شرارت جهاني هستند.
پس از فروپاشي شوروي، آمريکا به طور جدّي سعي دارد کشورها و گروههاي مسلمان را بزرگترين خطر براي صلح جهاني معرفي کند؛ زيرا به قول نظريهپردازان، اکنون حکومت آمريکا به جاي اژدهاي بزرگ با مارهاي سمي پرشماري روبهروست يا به قول «کيسينجر» با اسلام سياسي به رهبري جمهوري اسلامي ايران. «ساموئل هانتينگتون» در همين رابطه ميگويد: ما دشمن داريم. اين دشمن جهاني با توان دسترسي به همة نقاط دنيا که به ايدهاي مسلح شده است و با تکنيکها، تسليحات، سنگدلي و شقاوت در خود براي سلطهگري جهاني به ميدان آمده و در هم کوبيدن اين دشمن به کارکرد اصلي و اوّلي ما تبديل شده است. اولويتي که با همان درجه و ضرورت غلبه بر فاشيسم و اتحاد شوروي دنبال ميشد.
«با ما باشيد يا در جمع دشمنان ما در جنگ با تروريسم قرار خواهيد گرفت»، تفکري است که در آن اسلام راديکال جايگزين کمونيسم اتحاد جماهير شوروي شده است. مقام معظم رهبري در مراسم افتتاحية سومين «کنفرانس بينالمللي قدس و حمايت از حقوق مردم فلسطين» در سالن اجلاس سران تهران در اين باره فرمودند:
امروز استکبار جهاني، که رييس جمهور فعلي آمريکا سخنگوي آن است، دنياي اسلام را صريحاً تهديد ميکند و سخن از جنگ صليبي ميگويد. شبکة استکباري صهيونيسم و سازمانهاي جاسوسي آمريکا و انگليس در همة دنياي اسلام سرگرم فتنهانگيزياند. هزارها فيلم سينمايي و بازي رايانهاي و امثال آن با هدف زشت نماياندن چهرة اسلام و مسلمين توليد و روانة بازارها ميشود.
بازي سام ماجراجو
يکي از بازيهايي که با محوريت آخرالزمان ديني ساخته و روانه بازار شده بازي «سام ماجراجو در پرسپوليس» است. شما در اين بازي بايد در نقش «سام استون» (Sam Stone) براي نجات بشريت، به زمان گذشته بازگرديد و با اهريمن جهاني و ايادي آن مبارزه کنيد. در اين بازي، شما براي اينکه با ايادي شيطان مواجه بشويد بايد به پرسپوليس ايران بياييد. جالبتر اينکه بدانيد اين بازي را يکي از شرکتهاي ايراني ترجمه کرده است. در اين بازي شما ايادي اهريمن شيطاني را با شکل و عناويني مثل کدوحلوايي و عقرب بالغ مشاهده ميکنيد. اما يکي از اين ايادي، «کاميکاز بيسر» معرفي شده است. شرکت توليدکننده دربارة کاميکاز بدون سر ميگويد:
اين موجود سر ندارد؛ از همين رو او را براي عمليات انتحاري در خدمت گرفتهاند. آنها دو بمب در دستان خود حمل ميکنند و هنگامي که به اندازة کافي به شما نزديک ميشوند آنها را منفجر ميکنند. بي سر بودن کاميکاز به اين معني است که عقل و شعور و منطق ندارد. به نظر شما عمل او چه چيزي را به ذهن متبادر ميکند؟ آيا تداعيکنندة عمليات شهادتطلبانة اسلامي نيست؟
بيشکّ، يکي از رمزهاي موفقيت اسلام در رسيدن به اهداف خود در مدتي کمتر از نيم قرن، فرهنگ جهاد و شهادتطلبي است. عمليات شهادتطلبانه به معناي عام آن به اقدامي اطلاق ميشود که با قصد قربت و با علم به شهادت و با هدف ضربه زدن به دشمن شخصي، به انجام آن مبادرت ميورزد و کشته ميشود. در مکتبي که جهاد در راه خدا پلي براي رسيدن به «احدي الحسنيين» است، شکست معنا و مفهومي ندارد. مکتبي که بتواند پيروانش را طوري تربيت کند که از مرگ نهراسند و کشته شدن را سعادتي ابدي بدانند از هيچ قدرتي هراس نخواهد داشت و هيچ مانعي قادر نخواهد بود او را از اهدافش باز دارد و در ميانة راه متوقف سازد.
يکي ديگر از مواردي که بايد دربارة اين بازي مورد توجه قرار گيرد اين است که هرچند شما به پرسپوليس در ايران ميآييد اما اکثر نمادها و سمبلهاي اسلامي و اسليمي و نه نمادهاي ايران باستان است. گنبد، مناره و يا طرحهاي اسليمي که بر ديوارها نقش بسته، گوياي اين مطلب است. وقتي به دقت به بعضي از اين نقوش اسليمي نگاه ميکنيم ميبينيم نوشته شده: «و علي بابها» که بخش پاياني اين حديث معروف نبوي است: «انا مدينه العلم و عليٌ بابها». در نگاه اول کاربر متوجه اين مطلب نميشود و آن را تنها يک طرح اسليمي ميبيند.
عبارت «العلم و علي بابها» در نقاط مختلفي از بازي مورد توجه قرار ميگيرد. هرچند سعي شده اين متن به طور متقارن اسليمي به نمايش درآيد تا کاربر در نگاه اول متوجه آن نشود. علاوه بر آن، در حالي که شما با سربازان اهريمني مبارزه ميکنيد، با غولهاي سبزرنگي مواجه ميشويد که گويهاي سبز رنگ به سمت شما شليک ميکنند؛ غولهايي شيطاني که بالاي ديوارههاي منقّش به نقوش اسلامي مستقر شده و به سمت شما شليک ميکنند. طرح زير پاي اين شياطين همان عبارت بالاست.
در اين بازي، شما براي مبارزه با ايادي شيطان در نقاط مختلفي درگير ميشويد که غالباً منقش به نقوش اسلامي و همانند اماکن اسلام است. محلي که در پايان بازي شما ميتوانيد همة اين شياطين را نابود کنيد در محوطة کليساست. پس از نابودي شيطان شما با افتخار وارد کليسا ميشويد.
کاربر در اين بازي بايد مراحل سخت و دشواري را دنبال کند اما در نهايت در محوطة کليسا با سربازان اهريمني روبهرو شده، با شکست تمام آنان پيروز و پس از موفقيت سام، با افتخار وارد کليسا ميشود. اينجاست که شما موفق به اتمام مأموريت و نجات خود و بشريت ميشويد و سوار بر موشک و سفينهاي ميشويد که با باز شدن سقف کليسا و پرتاب آن بازي تمام ميشود. جاي بسي تأمل است که کاربر در اين بازي در اماکن اسلامي به مبارزه با شياطين ميرود ولي در نهايت در جوار کليساست که ميتواند بر آنان غلبه کند و خود و بشريت را نجات دهد و با پايان يافتن مأموريت خويش به سوي آيندهاي روشن برود.
بازي آيين قاتل
يکي ديگر از بازيهايي که به تازگي روانة بازار شده بازي «آيين قاتل» است. در اين بازي شما بايد در نقش يک فدايي، اقدام به ترور سران مسيحي جنگ صليبي بکنيد. اين فدايي که در بازي به نام «الطير» شناخته ميشود يک ايراني اسماعيلي است. فرقة اسماعيليه يکي از فرق شيعي است که به طور شاخص به «مهدويت و منجيگرايي» توجه دارد. مردي سفيدپوش، سوار بر اسب با شمشيري ميآيد. او خود را از شيعيان ايراني ميداند. مردي شجاع و قوي که خود را فدايي ميداند و هدفي جز کشتن ندارد. «شرکت UB sotf» اقدام به ساخت اين بازي با نام «Assassins Creed» نموده که به فارسي با نامهايي مانند آيين قاتل، فداييون، آيين اساسين شناخته ميشود. داستان بازي در قرن دوازدهم روايت ميشود. موضوع آن نيز جنگ صليبي است.
در سومين جنگ صليبي به مدت طولاني مسلمانان و مسيحيان براي تصرف سرزمين مقدس با هم نبرد ميکردند. داستان بازي در بيتالمقدس يا اورشليم و نيز دمشق و عکا اتفاق ميافتد. در قرن دوازدهم ميلادي، اروپاييان مسيحي به سرزمين بيتالمقدس حمله کردند و در اين ميان مسلمانان با تمام وجود از سرزمين خود دفاع کردند و پيروزمندانه از ميدان بيرون آمدند.
الطير يکي از شخصيتهاي مؤثر نبرد و از اساسين است. او مسلماني روحاني است که خود را شمشير يا پيامرسان خداوند ميداند. او کساني را ميکشد که فکر ميکنند لايق مردن هستند و در طول بازي جملاتي را برگرفته از کتاب مقدس بيان ميکند. مسلماني که خشونت تمام وجود وجود او را در بر گرفته است. داستانهاي اساسين يا حشاشين، حشاشيون و يا فداييان از قرن دوازدهم تا کنون مورد توجه بسياري بوده است. پيروان «حسن صباح» به اسماعيليه و صباحيون، حشاشون، حشيشيون مشهور بودند که ريشة کلمات Assassination از همين جاست. دو ديدگاه دربارة علت اين نامگذاري وجود دارد:
ـ در آن زمان حشيش دارو و حشاش دارو فروش بود و حشاشين جمع آن است؛
ـ آنان افرادي بودند که با مصرف حشيش در کمال سرمستي اقدام به عمليات انتحاري و يا ترور افراد ميکردند.
کمتر فرقهاي به مانند اسماعيليان ابهام و پيچيدگي دارد. تاريخ زندگي سران و بزرگان آنان بسيار تاريک و مبهم است و اين مشکل با مراجعه به منابع مغرضانه و متعصّبانة دشمنان آنان که چارهاي جز مراجعه به اين منابع نيست برطرف نميشود. محققان غربي در گام اول تحت تأثير وهميات صليبيان و شخص مارکوپولو و نيز روش مخالفان قرار گرفتند و آنان را نه پايبند به اعتقادات محکم خويش که انسانهاي شيطانصفتي به حساب آوردند. از جمله رفتارهايي که به اين گروه نسبت داده شده اين است که آنان يکي از انگشتان خود را قطع ميکردهاند و به جاي آن چاقوي تيزي را قرار ميدادند تا بتوانند قربانيان خود را مخفيانه از بين ببرند. البته توجه داريم که کاربر خصوصاً غربي، اين جريان را نمايندة جهان اسلام و نمايشي از رفتار و باورهاي تمام مسلمانان تصوّر ميکند.
شرکت سازندة اين بازي سالها قبل بازي «شاهزادة ايراني» را روانه بازار کرده بود که يکي از بازيهاي بسيار پرطرفدار به شمار ميآيد. اين شاهزادة ايراني در مراحل مختلف از شمشيرهاي متنوعي استفاده ميکند که ويژگي و خواصّ مخصوص به خود را دارند. بر روي اين شمشيرها نقوشي حک شده که عبارتند از:
ـ سيف فارس القوي (شمشير سوار قدرتمند)،
ـ سيف فارس المنتقم (شمشير سوار انتقام گيرنده)،
ـ سيف فارس المهتدي (شمشير سوار هدايت شده).
نميتوان ترسيم اين نقوش را بر شمشيرها بيقصد و غرض و يا اتفاقي دانست؛ عبارتهايي عربي با القاب امام زمان(ع) بر شمشير شاهزادة ايراني!!
بازي Counter
بازي پرطرفدار بعدي بازي Counter است. در اين بازي شما براي مبارزه با تروريسم بايد به کشورهاي مختلفي برويد. مکانهاي درگيري، منقّش به نقوش اسلامي هستند و تروريستها با چهرة مسلمانان به نمايش درآمده است.
اين بازي يکي از پرطرفدارترين بازيهاي دنياست که نسخة رايانهاي آن نيز موجود است. محبوبيّت اين بازي هيجاني (action) به حدّي است که «سازمان WCG: World Cyber Games» که به برگزاري مسابقات بازيهاي کامپيوتري در دنيا ميپردازد آن را در رأس بازيهاي خود قرار داده است. محلّ وقوع ماجرا در اين بازي نيز مانند بسياري ديگر از بازيها، خاورميانه و کشورهاي عربي ـ اسلامي منطقه است و شما نمادها و نشانههايي دالّ بر مسلمان بودن تروريستها ميبينيد؛ ساختمانهايي با معماري عربي اسلامي، مساجد، منارهها و گنبدها و نهايتاً افرادي که ميبايست با آنان مبارزه کرد. تروريستها داراي محاسن و پيشانيبند قرمز هستند. حتي تصاويري که پس از کشته شدن آنان نمايش داده ميشود تداعي کنندة
همان تصاويري است که ما از لحظة شهادت رزمندگان ديدهايم. جالبتر اينکه شما ميتوانيد به عنوان پليس ضدّترور از کشورهاي مختلفي، از جمله رژيم صهيونيستي وارد عمل شويد.
در تمام بازيهايي که مسلمانان را تروريست نشان ميدهند، نوک پيکان به سمت ايران نشانه رفته است؛ يا تروريست و يا حامي تروريست جهاني معرفي ميشود. بازي «Delta Force» يکي از اين بازيهاست که شما در آن پس از طيّ مراحل مختلف براي مبارزه با تروريستها وارد ايران و جزيرة خارک ميشويد.
شرکت Puma Reality War Games يکي از شرکتهايي است که بازيهاي آخرالزماني و در راستاي تروريست نشان دادن مسلمانان نشان ميدهد. در بازيهاي اين شرکت، عملياتهاي نظامي سراسر جهان شبيهسازي ميشود. بيشتر اين عملياتها در عراق و افغانستان، ايران و ويتنام اتفاق ميافتد. در مراحل مختلف عمليات عراق وقتي شما اماکن تروريستها را پاکسازي ميکنيد، درون اتاقهاي آنان علاوه بر نقوش اسلامي مختلف، ميزهايي منقّش به عبارت «محمّد رسولالله» وجود دارد. در اين بازي نيز تروريستها ظاهري اسلامي دارند. اين شرکت عنوان ميکند که براي مشترکان خود اين امکان را فراهم آورده که مأموريتهاي مربوط به روز جهان را تجربه کنند.
رسانة بازيهاي ويديويي با قابليتها و ويژگيهاي خاصّ خود، به يکي از ابزارهاي تأثيرگذار غرب در راستاي ناتوي فرهنگي عليه اسلام و خصوصاً انقلاب اسلامي ايران بدل شده است. جاي بررسي و تحليل دربارة اين رسانه بسيار زياد است. صنعت نوظهوري که مانند صنعت سينما مورد توجه و نقد و بررسي قرار نگرفته ولي در يک راستا با خطّ مشي يکسان توليد و منتشر شده و از يک منبع تغذيه ميشود. رسانهاي که همچون امپراتوري سينماي غرب، مبلّغ انواع منجيان آخرالزماني غربي است. واهمه و ترس از گسترش روز افزون اسلام، به خصوص از خاورميانه و ظهور قريبالوقوع موعود آخرالزمان از اين منطقه، تمام قدرتهاي دشمن با آن را بسيج نموده است. دقت در مباحثي که به آن اشاره کرديم، زمينهاي را فراهم ميآورد تا از سويي محققان و پژوهشگران با دقت بيشتري به تأثير بازيهاي رايانهاي بپردازند و از سويي مسئولان فرهنگي با تيزبيني و درايت بيشتري نسبت به اين مقولة فرهنگي واکنش نشان داده، از سوي ديگر زمينة استفاده از اين ابزار را در راستاي جهاد مجازي فراهم نمايند.
بازيهاي ويدئويي و رايانهاي بازار را فراگرفته است. اسبابي براي انباشتن اذهان کودکان و نوجوانان از انواع انحرافها و وسيلهاي براي القاء طرحها و استراتژيهاي ضدّ اسلامي غرب استعماري. چگونه بازيها و بازيسازان به بهانة گفتوگو از آخرالزمان اسلام، مسلمانان و مهدويت را آماج تيرهاي زهرآگين خود ساختهاند؟ مصاديق اين آثار کدامند؟ و در برابر آنها چه بايد کرد؟
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۰۲/۳۱ ساعت 13:45 توسط هادی مقنی عباسی
|