بايستههای تبليغ دينی
بايستههاي تبليغ ديني
مقدمه
عصر حاضر، دورۀ مواجهۀ فرهنگهاست و كاروان بشريت، به آن حد از رشد و دانايي رسيده كه به گفتوگو با يكديگر بپردازد و تبادل فرهنگي، جايگزين تهاجم نظامي گردد. در عصري كه تكنولوژي ارتباطات، جهان را به صورت يك دهكدهاي كوچك در آورده است و هر جامعه يا فردي ميتواند، از اوضاع ديگري بطور كامل، مطلع گردد. عصري كه ابزارهاي نوين و مدرن تبليغ و شيوههاي جديد آن، بهرهگيري از دانش روانشناسي براي انجام تبليغ و استفاده از آخرين تجارب بدست آمده، سلاح كارآمدي است كه دشمنان براي رسيدن به اهداف شوم از آن بهره ميبرند. در شرايطي كه يازده راديو با صد و ده زبان دنيا، بالغ بر چهل و چهار ساعت برنامۀ شبانهروزي بر عليه انقلاب اسلامي، تبليغات حسابشده دارد و تنها راديو واتيكان با سيزبان دنيا در شبانهروز طي بيست ساعت برنامه ارائه ميكند و بالغ بر هزار نوع نشريه با تيراژ دو ميليارد نسخه و اعزام يكصد و پنجاه مبلّغ آشنا به زبانهاي دنيا در سراسر جهان به تبليغ مسيحيت ميپردازد.
حضور برنامهريزي شده دشمن در عرصههاي اطلاعرساني فرهنگي و هنري و عدم حضور ما موجب شد كه دشمنان چهرۀ نوراني اسلام را مشوّه و كريه جلوه دهند و ظلم و تبهكاري را تحت عناوين حقوق بشر، دموكراسي و حمايت از آزادي، زيبا ترسيم نمايند.
لذا مسئوليت تبليغات ديني در عصر ارتباطات، بسيار سنگين و خطير است، كساني كه مسئوليت جانشيني پيامبران را در تبليغ دين به عهده ميگيرند، ضروري است كه واجد شرايط و صفات لازم باشند و هر چه ميتوانند بايد توان خويش را بالا برده و از همۀ امكانات استفاده نمايند، اين دستور خداوند متعال است: "وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ..." (و [اي مؤمنان] تا ميتوانيد در برابر آنها [كفار] همۀ نيروها و توان خود را آماده كنيد...)/ سورۀ مبارکۀ انفال؛ آيۀ شريفۀ 60.
مقالۀ حاضر، در راستاي بيان بعضي از بايستههاي تبليغ تدوين شده است.
اهميت تبليغ دين
"الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا" ([پيامبران] کساني هستند که پيامهاي خدا را ميرسانند و از او ميترسند و از هيچکس جز خدا نميترسند، و خدا براي حسابرسي کفايت ميکند)/ سورۀ مبارکۀ احزاب؛ آيۀ شريفۀ 39.
واژۀ تبليغ برگرفته از ابلاغ، به معني رسانيدن است و هنگامي كه ارتباط با رسالات الله پيدا ميكند، به معناي رساندن آنچه كه خداوند به عنوان دين بر پيامبر(ص) نازل نموده به ديگران ميباشد. قرآن كريم براي تبليغ كلمات بلاغ ـ انذار ـ تبثير ـ تخويف ـ هدايت ـ ارشاد ـ دعوت و امر به معروف و نهي از منكر، بكار برده كه هر يك به بُعدي از ابعاد تبليغ اشاره دارد.
شكّي نيست كه تبليغ دين، انجام رسالت الهي و مسئوليت جانشيني پيامبران(ع) است و اهميت تبليغ دين به گونهاي است كه خداوند براي انجام آن، پيامبران(ع) را انتخاب نمود و آنها نيز در انجام اين رسالت الهي از خداوند استمداد ميطلبيدند. چنانكه حضرت موسي(ع) وقتي مأمور شدند براي تبليغ دين به سوي فرعون بروند، عرضه ميدارد "...رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي" (...خداوندا! شرح صدر عطايم فرما [سينهام را وسعت بخش] * و تبليغ دين [کارم] را براي من آسان گردان * و گره از زبانم بگشاي * تا مردم سخنم را درك كنند)/ سورۀ مبارکۀ طه؛ آيات شريفۀ28ـ25.
اهميت تبليغ به اندازهاي است كه در قرآن کريم آمده است: "...َمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً..." (...هر كس شخصي را از مرگ نجات دهد، گويي همۀ مردم را زنده نموده است...)/ سورۀ مبارکۀ مائده؛ آيۀ شريفۀ35.
پيامبر اكرم(ص) نيز به هنگام اعزام اميرالمؤمنين(ع) به سفر تبليغي فرمودند: «عليجان به خدا سوگند اگر خداوند بوسيلۀ تو يك نفر را هدايت كند، براي تو از هر آنچه كه آفتاب بر او ميتابد، بهتر است». حضرت زهرا(س) درباره ارزش تبليغ دين و احكام الهي ميفرمايند: «خداوند زمين تا عرش را پر از لؤلؤ و مرجان كرده و در اختيار من قرار ميدهد».
بايسته هاي تبليغ دين
1ـ علم و آگاهي
"قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ..." (بگو: اين راه من است. از روي بصيرت و آگاهي [مردم را] دعوت به سوي خدا ميكنم...)/ سورۀ مبارکۀ يوسف؛ آيۀ شريفۀ108.
كسي ميتواند يك مكتب را تبليغ و تبيين كند كه حقيقتاً آن را شناخته و بدون تحريف به مردم عرضه كند. مبلّغ بايد در حدّ خودش دين را بشناسد؛ "...لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا ..." (...تا در دين آگاهي يابند و چون بازگشتند قوم خود را انذار کنند...)/ سورۀ مبارکۀ توبه؛ آيۀ شريفۀ 122. اگر كسي ميخواهد وارد عرصۀ تبليغ شود، اول بايد تفقّه در امور دين پيدا كند و اندوختههايي در حوزههاي تفسير، كلام و فقه كسب نمايد. مطالب و معارف را كه براي تبليغ انتخاب ميكند، خود كاملاً درك كند، سپس به انذار و تبشير مردم بپردازد و اگر كسي خود مطلبي را به خوبي درك نكند، نميتواند به ديگران تفهيم نمايد.
ذات نايافته از هستي بخش
كي تواند كه شود هستيبخش
علي ـ عليه السلام ـ فرمودند: «بپرهيزيد از اينكه در چيزي سخن بگوئي كه راه آن را نميداني و از حقيقت آن آگاهي نداري».
يا در جاي ديگر ميفرمايند: «سخن گفتن در موردي كه نميداني و از آن آگاهي نداري رها كن» و در بياني ديگر فرمودهاند: «هيچ خيري در سخن جاهلانه نيست».
اصولاً قرآن کريم انجام امور، بدون علم و آگاهي را سخت مورد نكوهش قرار داده است؛ "وَلا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ..." (و چيزي را که بدان علم نداري دنبال نکن...)/ سورۀ مبارکۀ اسراء؛ آيۀ شريفۀ36.
انجام تبليغ بدون اطلاع و آگهي، نه تنها مسيّر نيست بلكه چه بسا موجب گمراهي و انحراف ميگردد؛ "...فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ..." (پس چه كسي ظالمتر است از شخصي كه بر خدا افتراء ميبندد تا مردم را بدون علم گمراه كند؟...)/ سورۀ مبارکۀ انعام؛ آيۀ شريفۀ 144.
امروز در سايۀ انقلاب اسلامي، بيشتر مردم از تحصيلات خوبي برخوردارند. در دورافتادهترين روستاهاي كشور، وسايل ارتباط جمعي و دانشجويان و افراد تحصيلكرده حضور دارند، لذا بالا رفتن سطح آگاهي مردم از يكسو و سيل شبهاتي كه در جهان معاصر، دين و انديشههاي ديني را مورد تهاجم قرار داده و شبهات گستردهاي پيرامون خدا، معاد، وحي، امامت و... طرح شده، وظيفۀ مبلّغين ديني را در شناخت دقيق اصول و فروع و شبهات، سنگينتر كرده است. امروز جوان تحصيلكرده انتظار دارد كه مبلّغ محل او، پاسخگوي نيازهاي ديني و شبهات و پرسشهايش باشد، لذا مبلّغ نه تنها بايد عالم و آگاه بر دين و معارف آن باشد بلكه بايد با مطالعه و تحقيق، هر روز بر اندوختههاي علمي خود مدام بيافزايد تا بتواند پاسخگوي مردم در امر دين باشد. لذا خداوند، پيامبرش را توصيه فرمود كه بر اندوختههاي علمي خود بيافزايد؛ "...وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا" (...و بگو: پروردگارا! بر علم و دانش من بيافزاي)/ سورۀ مبارکۀ طه؛ آيۀ شريفۀ114.
2ـ حُسن خُلق
"فَبِما رَحمَة مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم وَلَوكُنتَ فَظّاً غَليظَ القَلبِ لَانفَضُّوا مِن حَولِكَ..." (پس به رحمت الهي در برابر آنان نرم و مهربان بودي و اگر خشن و سنگدل بودي، بيشک از اطراف تو پراكنده ميشدند...)/ سورۀ مبارکۀ آلعمران، آيۀ شريفۀ 159.
بدون شك، اخلاق نيكو و برخورد مشفقانه، زمينۀ انجام تبليغ مؤثر را ميسّر ميسازد و موجب ميشود گفتار و نصايح در دل مستمعين نفوذ كند، لذا خداوند متعال، يكي از ابزار مؤثر موفقيت پيامبر اسلام(ص) در تبليغ دين و جذب مردم را، حُسن خلق او معرفي نموده و در مقابل ميفرمايد: "وَلَوكُنتَ فَظّاً غَليظَ القَلبِ لَانفَضُّوا مِن حَولِكَ..." (...و اگر خشن و سنگدل بودي، بيشک از اطراف تو پراكنده ميشدند...)/ سورۀ مبارکۀ آلعمران، آيۀ شريفۀ 159.
و در جاي ديگر به نبي مکرّم اسلام(ص) توصيه شد كه نسبت به مؤمنين مهربان باشند؛ "...عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ" (...نسبت به مؤمنين رئوف و مهربان است)/ سورۀ مبارکۀ توبه؛ آيۀ شريفۀ128.
سلام كردن، محبت، استقبال، بدرقه، برخورد نيكو، احترام به مردم ـ تواضع، رفق و مدارا، گذشت، مشورت و... از مواردي است كه رعايت آنها در معاشرت با مردم، در هنگام تبليغ ديني، سفارش مؤكد شده است. خداوند متعال پيامبرش را اينگونه معرفي ميكند: "لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ..." (همانا شما را پيامبري از خودتان آمد که رنج و زيانتان بر او گران است، به [هدايت] شما اصرار دارد...)/ سورۀ مبارکۀ توبه؛ آيۀ شريفۀ128.
آنقدر مردم را دوست دارد كه حاضر است بخاطر اين محبّت و دلسوزي، جان خود را فدا كند؛ "لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ" (شايد تو از اينكه مشرکان ايمان نميآورند، ميخواهي جان خود هلاک سازي؟)/ سورۀ مبارکۀ شعرا؛ آيۀ شريفۀ3.
3ـ سعۀ صدر
"قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي" از آنجا كه انجام تبليغ دين بدون شرح صدر امكان ندارد لذا حضرت موسي(ع) وقتي كه براي تبليغ دين الهي مأموريت يافت عرض كرد: «گفت: پروردگارا! سينهام را وسعت بخش * و كارم را برايم آسان گردان»/ سورۀ مبارکۀ طه؛ آيات شريفۀ26ـ25.
مبلّغ بايد مشكلات را كوچك شمرده و قدرت تحمل در مقابل سختيها، اهانتها، بياحتراميها را داشته باشد و از شرايط نامساعد، عدم پذيرش، حتّي اهانت ديگران دلسرد نگردد.
لذا خداوند به پيامبر اسلام(ص) خطاب فرمود: "اََلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ" (آيا ما به تو شرح صدر نداديم [سينۀ تو را فراخ نکرديم]؟)/ سورۀ مبارکۀ شرح؛ آيۀ شريفۀ1.
متهم ساختن پيامبر(ص) به سفاهت، كذب، ضلالت، سحر و كهانت، اگر چه دل پيامبر(ص) را ميآزرد، اما از صبر و بردباري و استقامت او نميكاهيد چون كه فرمان خدا اين چنين بود؛ "...فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ..." (...پس [مردم را به سوي حق] دعوت كن، و همانگونه که دستور يافتهاي پايداري کن...)/ سورۀ مبارکۀ شوري؛ آيۀ شريفۀ15.
4ـ اخلاص
"وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ" (و بر اين [رسالت] اجري از شما طلب نميکنم؛ پاداش من جز بر خداوند جهانيان نيست)/ سورۀ مبارکۀ شعرا؛ آيۀ شريفۀ109.
اخلاص در عمل، رمز موفقيت يك مبلّغ است زيرا مؤثر واقعي خداوند است و اگر تبليغ براي خدا و در راه خدا انجام گيرد، قطعاً تأثيرخواهد داشت. منطق همۀ انبياء اين بود كه ما فقط از خداوند چشمداشت مزد و اجر داريم، علما هم كه وارثان انبياء در تبليغ دين هستند، از انبياء ارث ميبرند؛ "...لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلا شُكُورًا" (...ما از شما هيچ پاداش و سپاسي نميخواهيم)/ سورۀ مبارکۀ انسان؛ آيۀ شريفۀ9.
بدون شك ريا، چشمداشت به مال مردم، اظهار علاقه به سفرۀ رنگين مردم، تمجيد از هداياي مردم، احترام ويژه به صاحبان مال و مقام و... تأثير سخن را پائين ميآورد و مبلّغ را پيش مردم ذليل مينماياند. امام باقر(ع) ميفرمايند: «اهل طمع نباشيد كه ذليل خواهيد شد». مبلّغ بايد در اين هدف بزرگ و الهي، براي تأمين معاش زندگي مادّي خود، فقط به خداوند و فضل و عطاي او چشم داشته باشد.
تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مكن
كه خواجه خود روش بندهپروري داند
در مناجات شعبانيه عرضه ميداريم: «خدايا زيادي و كمي زندگي من به دست توست، نه به دست غير تو».
هرگز نبايد مبلّغ هيچكس را به خاطر فقر و گمنامي از خود براند و به هيچكس بخاطر قدرت و مقام احترام بگذارد. خداوند به پيامبرش(ص) فرمود: "وَلا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ..." (و کساني را که سحرگاهان و شامگاهان پروردگار خود را [به مناجات] ميخوانند و رضاي او را ميجويند، از پيش خود مران...)/ سورۀ مبارکۀ انعام؛ آيۀ شريفۀ52.
5ـ تبليغ عملي (هماهنگي عمل با گفتار)
"أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ ..." (آيا مردم را به خير و نيکي فرا ميخوانيد و خود را فراموش ميکنيد؟)/ سورۀ مبارکۀ بقره؛ آيۀ شريفۀ44.
تبليغ گاهي زباني و گاهي عملي است و تبليغ عملي بهترين نوع و مؤثرترين روش تبليغ دين است.
مبلّغ در صورتي در تبليغ و هدايت مردم مؤفق خواهد شد و كلام او تأثير در دلها دارد و موجب تغيير در رفتار و كردار خواهد شد كه عمل او هماهنگ با گفتار او باشد.
خداوند متعال در موارد متعدد، كساني كه ديگران را تبليغ ميكنند اما عمل آنها برخلاف گفتار آنهاست به شدت سرزنش نموده است؛ "كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ" (نزد خدا بسيار موجب خشم است كه سخني بگوئيد كه عمل نميكنيد)/ سورۀ مبارکۀ صف؛ آيۀ شريفۀ3.
"...لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ" (...چرا آنچه را كه خود انجام نميدهيد، به ديگران ميگوئيد)/ سورۀ مبارکۀ صف؛ آيۀ شريفۀ2.
امام صادق(ع) هم در يك بيان نوراني ميفرمايند: «مردم را با عمل خود تبليغ كنيد تا آنها از شما ورع و تقوا و تلاش و نماز و خير را در عمل ببينند». روش تبليغ واقعي دين، تبليغ عملي است كه عمل و زبان مبلّغ هماهنگ باشد.
اقامۀ نماز نيز يك نوع تبليغ عملي دين است. لذا دربارۀ امام حسين(ع) ميخوانيم: «شهادت ميدهم تو اقامه نماز كردي [نه اينكه مردم را فقط با زبان دعوت به نماز كردي]». امام صادق(ع) در يك بيان نوراني ديگر فرمودند: «عالِم اگر به علم خود عمل نكند، موعظههاي او در دلها تأثير ندارد، همانطوري كه باران از كوه صفا ميلغزد و روي آن نميماند».
اگر بخواهيم مبلّغ اسلام باشيم بايد عمل ما هماهنگ با گفتار، باشد و الّا نه تنها در مردم تأثير نميگذارد بلكه اثر منفي دارد، حتي موجب گمراهي ميشود.
امام سجاد(ع) فرمودند: «اگر عالم به علم خود عمل نكند، براي او جز كفران نعمت و دوري از خدا، چيز ديگري نصيب او نميشود؟» و در بيان نوراني نبي مکرّم اسلام(ص)، اينگونه تبليغ، فسادش بيشتر از صلاحش ميشود؛ «من عمل علي غير علم كان ما يفسد اكثر مما يصلح». مبلّغي كه اهل عمل نباشد و عمل با گفتار او فرق داشته باشد هيچگاه به هدف خود نميرسد.
نبي مکرّم اسلام(ص) به اباذر فرمودند: «اي اباذر قصۀ كسي كه مردم را به دين خدا دعوت ميكند اما خود اهل عمل نيست، مانند كسي است كه تيراندازي ميكند، بدون آنكه كماني داشته باشد، در نتيجه تير او به هدر ميرود).
6ـ شجاع و خداترس
"الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلّا اللَّهَ..." ([پيامبران] کساني هستند که پيامهاي خدا را ميرسانند و از او ميترسند و از هيچکس جز خدا خوفي ندارند...)/ سورۀ مبارکۀ احزاب؛ آيۀ شريفۀ 39.
مبلّغ بايـد در بيـان حـق شجـاع باشـد و در امر تبليغ دين و هدايت مردم، آنچه كه لازم است، بگويد و در اين راه از هيچ كس هراسي نداشته باشد. مبلّغ در تبليغ دين بايد رضا خداوند را مدّ نظر داشته باشد و نبايد به خاطر مصالح و منافع شخصي و ترس از خدشهدار شدن موقعيت اجتماعي، از گفتن حق چشمپوشي كند. "...وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ..." (...و از هوسهايشان پيروي نكن...)/ سورۀ مبارکۀ مائده؛ آيۀ شريفۀ 49. حضرت علي(ع) در اين باره فرمودند كه: «زيانكارترين مردم كسي است كه بتواند حق را بگويد، اما نگويد».
7ـ ارتباط عاطفي و صميمانه
"وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ" (و براي آن مؤمناني که تو را پيروي کردهاند بال [محبّت] بگستر)/ سورۀ مبارکۀ شعرا؛ آيۀ شريفۀ215. اين تعبير كنايه از برخورد با مردم توأم با محبت و مهر و ملاطفت است همانگونه كه پرندگان هنگامي كه ميخواهند به جوجههاي خود اظهار محبت كنند، بالهاي خود را گسترده و آنان را زير بال و پر ميگيرند تا در برابر حوادث احتمالي مصون بمانند و هم از تشتّت و پراكندگي حفظ شوند. پيامبر اسلام(ص) هم مأمور شدند تا مؤمنان را زير پر و بال خود بگيرد.
در سيرۀ پيامبر(ص) آمده است: «پيامبر نسبت به افراد مهربان و بر همگان عطوفت داشت».
نبي مکرّم اسلام(ص) اگر كسي به مسجد نميآمد، احوال او را ميپرسيدند و اگر مريض ميشد، به عيادت او ميرفتند و اگر مشكلي برايش پيش ميآمد، در رفع مشكل او اقدام ميكردند. روش پيامبر اكرم(ص) اين بود كه به ديدار انصار ميشتافت و دربارۀ اوضاع و احوال آنان سؤال ميكرد. هيچكس با پيامبر(ص) سخن نميگفت مگر اينكه: تمامي چهرۀ حضرت به سوي او متوجه ميشد.
8ـ آراسته و منظّم
مبلّغ بايد از نظر ظاهر، ظاهري آراسته و نظيف داشته باشد و از نظر نظم، سر وقت به مسجد برود، سر وقت سخنراني و سر وقت تمام كند، تأخير در حضور به موقع در صورت تكرار، اثرات منفي بر جاي خواهد گذاشت.
پيامبر اكرم(ص) در آراستگي ظاهري و رعايت نظم بسيار مقيّد بودند؛ «همواره در آئينه مينگريست و موهايش را شانه ميزد».
مرتب مسواك ميكردند و در استفاده از بوي مطبوع، مشهور هستند و پولي كه پيامبر(ص) براي عطر مصرف ميكردند، بيشتر از پولي بود كه براي آذوقه خرج ميكردند.
9ـ توجه به زمان و مكان و مخاطب
«ما گروه انبيا مأمور شديم كه به اندازۀ عقول و فهم مردم سخن بگوئيم».
سخن مبلّغ بايد مطابق با زمان و مكان و مخاطب باشد، به گونهاي كه مخاطب حس كند، آن سخن براي اوست.
شهيد مطهري ميگويد: «مبلّغ بايد با منطق روز و زبان و افكار روز، آشنا شده و از همان راه به هدايت بپردازد. مطالب و مسائلي كه در تبليغ مطرح ميشود، بايد مطابق با نيازهاي مخاطب انتخاب شود. تبليغ بدون شناخت مخاطب و زمان و مكان همانند رها كردن تير در تاريكي است».
لذا مبلّغ بايد قبل از تبليغ از وضعيت فرهنگي، تحصيلي، آداب و رسوم و نقش اجتماعي، مفاسد اخلاقي، آگاهيهاي ديني مردم، شبهات مطرح در منطقه، آشنايي داشته باشد.
لذا علي(ع) ميفرمايند: «براي هر مكاني گفتاري است».
و در بيان ديگر فرمودند: «فرزند زمان خويش، باشيد». يا در جاي ديگر فرمودهاند: «مبلّغي كه آگاه به زمان خويش باشد مشكلات بر او هجوم نميآورد». اگر سخنران توجه به زمان و مخاطب نداشته باشد، به خودش ظلم خواهد كرد.
10ـ مختصر و مفيد
علي(ع): «بهترين سخن آن است كه نه ملالآور باشد و نه كم». سخن يا نوشتار تبليغي نبايد ملالآور و طولاني باشد. بدون شك يكي از عواملي كه موجب گريز از مجالس تبليغ ميشود، سخنراني طولاني و خستهكننده است. لذا امام علي(ع) ميفرمايند: «آفت كلام، طولاني بودن آن است» و در بيان نوراني ديگر فرمودند: «سخن همانند دواست، كمِ آن، منفعت دارد و زيادِ آن، كشنده است».
كم گوي و گزيده گوي چون دُر
كز اندك تو جهان شود پر
11ـ توجه ويژه به جوانان
امام صادق(ع) فرمودند: «به سراغ جوانها برويد كه آنها آمادگي بيشتر دارند».
با توجه به اينكه حدود 70% جمعيت كشور را قشر جوان تشكيل ميدهد، لذا عقل و منطق حكم ميكند كه 70% برنامه تبليغي مبلّغ، مخصوص قشر جوان باشد. امروز هم، تبليغات گستردۀ دشمنان اسلام و استكبار جهاني، تبليغ مسيحيت، تبليغ يهوديت متوجه قشر جوان است.
و از طرف ديگر اصولاً اطراف انبياء(ع) را جوانان ميگرفتند و آنها را در مراحل مختلف ياري ميكردند. نبي مکرّم اسلام(ص) توصيه فرمودهاند: «با جوانها رفتار صحيح داشته باشيد، اين جوانان بودند كه با من همراهي داشتند». در مراحل انقلاب اسلامي ايران هم جوانان، نقش اساسي داشتند.
نگذاريم جوانان را از ما بگيرند و قلوب آنها را با ايجاد شك و شبهه تسخير كنند. امام صادق(ع) فرمودهاند: «بدون فوت وقت، جوانان را دريابيد قبل از اين كه كفّار و معاندين، آنها را گمراه كنند».
مسئلۀ جوان و نوجوان از ديرباز مورد توجه دانشمندان علوم اجتماعي، روانشناسي و جامعهشناسي بوده و در اسلام نيز روايات و احاديث زيادي در اين زمينه وارد شده است. پس مبلّغ در ايام تبليغي بايد توجه ويژه به قشر جوان داشته باشد.
12ـ مبلّغ دين خدا
"الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ..." ([پيامبران] كساني هستند كه پيامهاي خدا را ميرسانند...)/ سورۀ مبارکۀ احزاب؛ آيۀ شريفۀ39.
با توجه به اينكه مبلّغان دين، وارثان انبياء(ع) هستند، انتظار اين است که رسالات الله را تبليغ كنند و اساس و محور تبليغ آنها بايد دين خدا و ما انزل الله باشد.
"يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ..." (اي رسول! آنچه كه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده، ابلاغ کن...)/ سورۀ مبارکۀ مائده؛ آيۀ شريفۀ67. "...وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ..." (...و اين قرآن را به سوي تو نازل کرديم تا براي مردم آنچه به سويشان نازل شده، بيان کني...)/ سورۀ مبارکۀ نحل؛ آيۀ شريفۀ44.
نبايد چيزهايي را به نام دين خدا، به خدا نسبت دهد، که خداوند متعال حتي پيامبرش را تهديد ميكند. "وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأقَاوِيلِ * لأخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ" (و اگر او [پيغمبر] حتّي يک کلمه بر ما دروغ ميبست * ما دست راستش [او] را با قدرت ميگرفتيم)/ سورۀ مبارکۀ حاقّه؛ آيات شريفۀ 44 و 45. اما اگر دعوت و تبليغ به سوي دين خدا باشد، چنين مبلّغي از نظر قرآن کريم، بهترين مردم كره زمين هستند. "وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ..." (و چه كسي خوشگفتارتر از آن کسي است كه [مردم را] به سوي خدا دعوت نمايد...)/ سورۀ مبارکۀ فصّلت؛ آيۀ شريفۀ 33. يكي از محورها اساسي سخنان مبلّغ، بايد قرآن کريم باشد. "...فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ" (...پس به وسيلۀ قرآن، هر کس را كه از عذاب من ميترسد را متذكر ساز)/ سورۀ مبارکۀ ق؛ آيۀ شريفۀ 45.
لذا تبليغ دين، پاسداري از دين و مرزباني از ارزشهاي ديني، به عهدۀ مبلّغان ديني ميباشد. «علماء شيعتنا المرابطون».
يك مبلّغ درسخوانده، دلسوز و خدمتگزار، عهدهدار مرزباني از سنگرهاي عقيدتي و فرهنگي دين ميباشد.
منابع
1ـ قرآن كريم.
2ـ نهجالبلاغه.
3ـ مفاتيحالجنان.
4ـ كليني. محمد، اصول كافي، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 365ق.
5ـ راه و رسم تبليغ، كانون نويسندگان فضلاي قم، دفتر نشر برگزيده، 1378ش.
6ـ مجلسي. محمدباقر، بحارالانوار، داراحياء التراث العربي، بيروت، چاپ اول، 1412ق.
7ـ مكارم شيرازي. ناصر، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، چاپ هفتم، 1369ش.
8ـ ابنشعبه، تحف العقول، مؤسسۀ نشر اسلامي، چاپ دوم، 1304ق.
9ـ محمدي آشتياني. علي، سازمان مديريت مسجد، مركز رسيدگي به امور مساجد، تهران، چاپ اول، 1377ش.
10ـ قرائتي. محسن، قرآن و تبليغ، مركز فرهنگي درسهائي از قرآن، تهران، چاپ اول، 1377ش.
11ـ آملي. عبدالواحد، غررالحكم، دارالكتاب، بيجا، بيتا.
12ـ مبلّغات، معاونت تبليغ و آموزشهاي كاربردي حوزۀ علميۀ قم.