پايه و ساختار رسانه ليبرال، يك رسانه سرمايه داري و خصوصي است. در فلسفه رسانه ليبراليزم سعي ميشود سرمايه داري و كاركرد و عمليات رسانه ها به دست شركتهاي خصوصي باشد و اين موضوع، خصوصي بودن و به ويژه بازرگاني بودن رسانه هاي ليبرال را پيش ميكشد.
داستان توسعة رسانهاي كه امروز به نام رسانه ليبرال يا آزادمنش در دنيا و حتي كشور خودمان معروف شده است، به تحولاتي برميگردد كه از قرن 16 تا امروز در رشتههاي فلسفي، فكري، اقتصادي و تكنولوژي رخ داده است. رسانههاي جمعي يا رسانه به صورت نوين و مدرن تا قرن 17 وجود نداشت. تا آن دوران، ما از رسانه هاي انساني بيشتر صحبت ميكرديم. البته رسانههاي جديد مثل هنر چاپ به جوامع معرفي شده بود و در قرنهاي پيشين هم صنايع و علوم كتابداري و كتابخانههاي فراوان و حتي شبكه هاي پستي وجود داشته است؛ ولي رسانه به معناي امروزي كه مردم درك ميكنند وجود نداشت.
در قرن 16 به بعد در اروپا و سپس در امريكا افكار و فلسفه آزادمنشي يا ليبراليسم شكل گرفت. توسعه فكري در قرن 16 و 17 يك عامل بود. عامل دوم را از قرون 16 و 17 به ويژه قرن 18 ميتوان به شمار آورد كه ما با انقلاب صنعتي برخورد كرديم. انقلاب صنعتي، تحولي بسيار بزرگ را به وجود آورد و يكي از عواملي كه در موضوع انقلاب صنعتي به رسانه مربوط ميشود، تكثير فوق العاده پيامها است. يعني وقتي صنعت را در خدمت رسانه ميگذاريم، ميتوانيم به طور انبوه پيامها را توليد كنيم و همين طور هم شد.
عامل سوم در قرن 18 و 19، عامل سرمايه داري بود. اين سيستم كاپيتاليزم يا سرمايه داري سنگين و بزرگ امروز تا قبل از قرون 17 و 18 وجود نداشت. عامل مهم ديگر كه در قرن 18 و 19 تا اوايل قرن بيستم ادامه پيدا كرد و امروز هم مشاهده ميكنيم و تاكنون در غالب نظام ها و سيستم هاي ديگر بر سيستم جهاني حكومت ميكند، مسأله استعمار است. وقتي شما اين عوامل را با هم ارتباط ميدهيد، ميبينيد پايههاي رسانه هاي امروز را تشكيل ميدهند.