برای ما كه خسته ايم
چه روزها كه يك به يك غروب شد نيامدی
چه اشكها كه در گلو رسوب شد نيامدی
خليل آتشين سخن ، تبر به دوش بتشكن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدی
برای ما كه خسته ايم و دل شكستهايم نه
برای عدهاي ولي چه خوب شد نيامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعهام
دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد نيامدی
مهدی جهاندار
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۲۴ ساعت 20:22 توسط هادی مقنی عباسی
|