كدام خط امام ؟
اين روزها خيلي ها داعيه دار خط امام (ره) هستند اما به راستي خط امام (ره) كدامين خط است و ياران واقعي و راستين امام راحل چه كساني هستند؟ براي يافتن پاسخ اين سؤالات اساسي، مرور خلاصه اي از سخنان حجت الاسلام سيد حميد روحاني مفيد خواهد بود. اين سخنراني در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي امير كبير انجام گرفته است.
*****
در اين مرحله بايد نخست خط امام را به درستي بشناسيم. ببينيم خط امام چيست تا مشخص شود كساني كه مدعي خط امام هستند تا چه حدي در اين قضيه راستگواند و درست مي گويند.
اول خودسازي
اما كساني كه دچار منيتند، براي يك دستمالي قيصريه را به آتش مي كشند، به خاطر اين كه باورشون اومده كه راي نياوردند، مي خواهند كل كشور به آتش كشيده شود. به ويرانه اي تبديل شود. انتخابات باطل شود. شايد در دوره ديگر با دوز و كلكي به قدرت برسند. اينها طرفدار خط امامند؟ خط امام اين است؟ آدمي كه يكپارچه شهوت قدرت او را گرفته نمي فهمد چه كار دارد مي كند چه مي گويد، در خط امام است؟ آقايي كه نامه سرگشاده به مقام معظم رهبري مي نويسد شروع مي كند از گذشته مي گويد، بله زماني من و شما و آقاي بهشتي را چنان مي گفتند چنين مي گفتند، به عنوان ركن اساسي انقلاب... يعني چي؟ يعني ارث و ميراث مي خواهم، يعني سهم من در اين انقلاب چيه؟ اين خط امامه؟ با منيت، با هواپرستي، با خودخواهي نمي توان پيرو خط امام بود. خط امام در مرحله اولش خودسازي است.
امام تابع ولايت فقيه بود
قرآن در مورد منافقين مي گويد كه آن ها بعضي از احكام خدا را قبول دارند و بعضي را قبول ندارند؛ آن چه به نفع آنهاست قبول دارند و آن چه به نفع آن ها نيست قبول ندارند. ما در مسائلي كه به نفع ما باشد بگوييم كه خط امامي هستيم و در آن جايي كه مغاير با منافع شخصي ماست ساز ديگري بزنيم. اين يك حركت منافقانه است. يك انسان سالم در ابتدا مي گويد كه من خط امام را قبول دارم و يا مي گويد من خط امام را دربست قبول دارم. نمي شود كه انسان خود را خط امامي بداند ولي برخلاف رأي و نظر رهبري حركتي انجام دهد. حتي كساني كه به قدرت مي رسند و غرور آن ها را فرا مي گيرد و نامه مقام معظم رهبري در مورد بعضي از افراد را ناديده مي گيرند به آن ها بايد هشدار داد كه در مسير خط ولايت استوار نيستند.
خط امام و رسانه هاي دشمن
حال امروز كه اين آقايان با اين رسانه ها هم صدا مي شوند و اين رسانه ها از اين افراد حمايت مي كنند و حتي راهنمايي مي كنند؛ منافقيني كه نامه فدايت شوم براي آن ها مي نويسند آيا منافقين و سلطنت طلب ها طرفدار خط امام شده اند و يا اين افراد از خط امام خارج شده اند كه مورد ستايش دشمنان اسلام قرار گرفتند. آيا منافقيني كه قاتلين علما و شهداي ما از جمله شهيد بهشتي و مطهري و شهداي محراب هستند آيا امروز طرفدار اين آقايان هستند و يا اين آقايان از خط امام منحرف شدند؟ جالب اين جاست كه نه تنها از اين ها حمايت مي كنند بلكه خط مي دهند و زمينه سازي مي كنند. در خط امام و در راه امام امكان ندارد كه اشتراكي با دشمنان اسلام و استكبار جهاني و صهيونيسم بين المللي باشد.
وطن خواهي
نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران. كساني اين شعارها را مي سازند كه از روي عمد هست و دستور مي گيرند؛ اما عزيزاني كه اين شعارها را باور مي كنند مي دانند قضيه غزه و لبنان چيست؟ شايد بعضي ها بر اين باورند كه قضيه غزه و فلسطين براي ما فقط جنبه اسلامي و انساني دارد. فرض كنيم كه ما اصلا مسلمان نيستيم و به اسلام هم اعتقادي نداريم. فرض كنيم انسان هم نيستيم. اما ادعا مي كنيم كه ايران را مي خواهيم. شما فكر مي كنيد كه صهيونيست ها فقط به خاطر خاك فلسطين به آن منطقه آمدند؟ به خاطر مناطق نفت خيز آمدند و لذا شعار آن ها از نيل تا فرات بود؛ از مصر تا ايران. اگر تا امروز به اين نقشه خود دست پيدا نكردند به خاطر اين است كه هنوز در خاكريز اول مانده اند. اگر يك روز فلسطيني ها شكست بخورند و يا تسليم شوند و اين خاكريز فتح شود مطمئن باشيد كه صهيونيست ها گام بعدي را خواهند برداشت و براي اشغال سرزمين هاي نفت خيز جلو خواهند آمد و آن روز ما بايد در مرز ايران با صهيونيست ها بجنگيم و حضرت علي(ع) مي فرمايند: بدبخت ملتي است كه آنقدر بنشيند كه دشمن وارد منزلش شود و در داخل منزل خودش با دشمن بجنگد. امروز حمايت از فلسطين حمايت از تماميت ارضي ايران است. حمايت از مردم لبنان در حقيقت حمايت از مردم ايران است. كسي كه شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران را سر مي دهد متوجه است كه چه مي گويد؟ اين جانم فداي ايران نيست. شكست غزه، فلسطين و حزب الله لبنان يعني اين كه ايران خلع سلاح شود و آمريكا و اسرائيل به ايران حمله كند. پس اين شعار ناشي از آن است كه يا فرد متوجه نيست و يا الهام گرفته از صهيونيست هاست و اين شعار يك شعار صهيونيستي است.
اختلاف هرگز
از آن روزي كه امام وارد نجف شد، شبنامه هاي زيادي عليه او منتشر شد. در يك شبنامه به امام نسبت هاي ناروايي را داده بودند. دو تن از اساتيد نجف كه هر دو زنده و در ايران هستند اين شبنامه را خدمت امام بردند و عرض كردند كه يا خودتان از خودتان دفاع كنيد و اين را تكذيب كنيد و يا به ما اجازه بدهيد ما از جانب شما اين شبنامه را تكذيب كنيم. امام فرمود: ديگر مجالي براي دفاع از خود نمانده است، اگر مجالي باشد بايد از اسلام دفاع كنيم. چطور مي توان باور كرد كساني كه ادعاي خط امام را دارند و راه امام را شناخته باشند ولي در جهت فتنه و آشوب حركت كنند؟ حالا آن كسي كه مي آيد و مي گويد كه من فلان جا رفتم 100 نفر به نفع من و 10 نفر عليه من بودند و من باز ادامه مي دهم؛ اين همان كمك به فتنه اي است كه امام در سال 58 هشدار آن را داده بودند. تو نه تنها در خط امام نيستي بلكه در خط آمريكا هستي، راه را براي آمريكا و رژيم صهيونيستي هموار مي كني، چگونه شما ادعاي خط امامي را داري كه به اين فتنه دامن مي زني؟
خط امام و حزب الله
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۰۹/۲۴ ساعت 8:39 توسط هادی مقنی عباسی
|