واناله لحافظون


ناگفته نماند بسیاری از سردمداران مسیحی و صهیونیستی از اعماق قلوب خویش آرزو می کنند که که ای کاش این کتاب در میان مسلمانان وجود نداشت و میان مسلمین و این کتاب بیشترین فاصله ها وجود داشته باشد و زمانی نیز یکی از این صهیونیستها گفته بود تا وقتی که این کتاب (قرآن کریم) در میان مسلمان هست ما نمی توانیم بر آنان مسلط باشیم.
آنچه در این میان بیشتر جای تعجب دارد ژست اسلام دوستی و تعریف و تمجید آمریکا و غرب از اسلام و مسلمانان است چرا که از 11 سپتامبر (واقعه ای که شبهات فراوان به آن وارد است) موج اسلام ستیزی گسترده ای در توسط آمریکا و غرب شکل گرفت و منجر به حمله به دو کشور افغانستان و عراق شده و به بهانه مبارزه با ترورسیم گروه القاعده و طالبان و دیکتاتور عراق ، که هر سه دست پروده خودشان بودند، پرداختند.
زيادي را پيرامون خود ايجاد كرده است. اهميت موضوع در آنجاست كه در مباحث مطروحه عموماً گرايشات سياسي با نقد و نظرهاي علمي خلط و در نتيجه آن نوعي سردرگمي در محورهاي مطرح شده حول اين موضوعات به وجود آمده است.فارغ از جنجالهاي به وجود آمده ميتوان اينگونه تفكر را از نقطه نظرهاي متفاوتي نگريست، به طوريكه براي بررسي و نقد اين نظريه وجوه مختلف و فرضهاي متفاوت دربارهي آن را مدنظر قرار داد.
تفكري كه بهنام مكتب ايران بهتازگيً از سوي برخي افراد و جريانها تبليغ ميشود، شامل وجوه و زوايايي است كه به اجمال به توضيح آن ميپردازيم:
1- در بررسي هر اصطلاح و گزاره ابتدا بايد به واژه شناسي آن نظري دقيق داشت تا در اثر عدم تعريف يكسان و به وجود آمدن اشتراك لفظي، موضوع دچار ابهام معنا نشود.

(1) سعي كنيد صفات خدايي در شما زنده شود.
خداوند كريم است ،شما هم كريم باشيد .
رحيم است، رحيم باشيد.
ستار است، ستار باشيد...
(2) ای انسان خودت را بشناس
و با او باش رفاقت نكن ،
ملكوت و ملائكه دوستان تواند.
چکیده
بخش عمدهاي از تاريخ قرآن، به بنياسرائيل و يهود و رويارويي آنان با پيامبر پرداخته است ,قوم يهود که در صدر اسلام و حتي قبل از آمدن پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي ايمان به رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ در سرزمين مكه سكني گزيده بودند و با بي صبري در انتظار ظهورش بودند و با ظهور او اميد فتح، بر دشمنان داشتند.

فصل اوّل: تاریخچه وهابیت


در چند دهه اخير تئوري پردازان غربي تلاش بسياري کرده اند تا دمکراسي و ليبراليسم را در اذهان جهاني، مساوي و مترادف قلمداد نمايند و يا علي الاقل چنين وانمود کنند که تلازمي ضروري ميان اين دو وجود داردو تفيک آنها امري محال است و اصرار بر اين امر نهايتا منجر به مرگ دمکراسي خواهد شد. بديهي است با القاء چنين ديدگاهي ساير شيوه هاي حکومتي، بدون آن که فرصت طرح ديدگاه هاي خود را بيابند، غير دمکراتيک خوانده شده و ناگزير به ترک صحنه خواهند شد.
در اين مقاله تلاش مي شود به منظور مطالعه و بررسي اين موضوع و ميزان صحت و سقم آن ابتدا نگاهي به واژه هاي کليدي اين بحث گرددو سپس تلازم يا عدم تلازم ليبراليسم و دمکراسي، بررسي شود و نهايتا مردمسالاري ديني که مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي ايران است بعنوان مدلي مناسب و تجربه اي نو در عرصه دمکراسي مطرح گردد.
در تبيين واژه ليبراليسم که اکنون مطرح ترين ايدئولوژي سياسي حاکم در جهان مي باشد مي بايست مباني آن را شناخت. والاترين ارزش نزد ليبرال ها و نئوليبرال ها « آزادي فردي» است.در کتاب هاي لغت ليبراليسم بعنوان فرضیه اي مطرح مي گردد که طبق آن دولت نبايد در روابط اقتصادي افراد و اشخاص دخالت کند.